صفحه مورد نظر پیدا نشد
حدیث

 

جدول پخش برنامه ها

کانال رسمی کوی محبت در تلگرام

عنایت حضرت امیرالمؤمنین (ع) به اشعار شهریار در رویای آیه الله مرعشی نجفی

۱۹:۵۷ - ۱۳۹۲/۵/۱۲کد خبر: 80
حضرت فرمودند : شهریار ما کجاست؟ حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان. شهریار این شعر را خوان. علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را خدا که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

کوی محبت: آیه الله العظمی مرعشی نجفی (ع) می فرمودند:

شبی توسل پیدا کردم تا یکی از اولیای خدا را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب، دیدم که در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و وجود مبارک مولا امیرالمؤنین (ع) با جمعی حضور دارند. حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت (ع) را بیاورید. دیدم چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند: شاعران فارسی را نیز بیاورید. آن گاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی زبان آمدند. حضرت فرمودند : شهریار ما کجاست؟ حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان. شهریار این شعر را خوان.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را خدا        که به ما سوا فکندی همه سایه هما را

دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین            به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند                   چو علی گرفته باشد سرچشمه بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ              به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن                که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من             پو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب                  که علم کند به عالم شهدای کربلا را

چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان               چو علی که می تواند که بسر برد وفا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت         متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت           که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

به امید آن که شاید برسد به خاک پایت                  چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان             که ز جان ما بگردان ره آفت قضا  را

چه زنم چو نای هردم ز نوای شرق او دم              که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

همه شب در این امیدم  که نسیم صبحگاهی            به پیام آشنایی بنوازد آشنا را

ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب                غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

آیه الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شعر شهریار تمام شد، از خواب بیدار شدم. چون من این شهریار را ندیده بودم. فردای آن روز پرسیدم که شهریار شاعر کیست: گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می کند. گفتم از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید چند روز بعد شهریار آمد. دیدم همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (ع) دیده ام.

از او پرسیدم: این شعر «علی ای همای رحمت» را کی ساخته ای؟ شهریار با حالت تعجب از من سوال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را ساخته ام؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ا م و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام.

مرحوم آیه العظمی مرعشی نجفی به شهریار می فرمایند: چند شب قبل، من خواب دیدم که در مسجد کوفه هستم و حضرت امیرالمؤمنین (ع) تشریف دارند. حضرت شاعران اهل بیت (ع) را احضار فرمودند . ابتدا شاعران عرب آمدند. سپس فرمودند: شاعران فارسی زبان را بگویید بیایند؛ آنها نیز آمدند. بعد فرمودند: شهریار ما کجاست؟ شهریار را بیاورید و شما هم آمدید. آن گاه فرمودند: شهریار، شعرت را بخوان و شما شعری که مطلع آن را به یاد دارم خواندید. شهریار فوق العاده منقلب می شود و می گوید: من فلان شب این شعر را ساخته ام و همان طور که قبلاً عرض کردم تا کنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام. آیه الله مرعشی نجفی فرمودند: وقتی شهریار تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت معلوم شد مقارن ساعتی که شهریار آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده من آن خواب را دیده ام. ایشان چندین بار به دنبال نقل این خواب فرمودند: یقیناً در سرودن این غزل به شهریار الهام شده که توانسته است چنین غزلی به این مضامین عالی بسراید. البته خودش هم از فرزندان فاطمه زهرا (ع) است و خوشا به حال شهریار که مورد توجه و عنایت جدش قرار گرفته است. (نقل از فصلنامه شهاب، شماره 11) 

انتهای پیام/




» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *


نجف
کربلا
کربلا
کاظمین
حرم حضرت علی- نجف