صفحه مورد نظر پیدا نشد
حدیث

 

جدول پخش برنامه ها

کانال رسمی کوی محبت در تلگرام

امام هادی (ع)، امامی در بند اما آزاد

۹:۵۸ - ۱۳۹۲/۷/۳۰کد خبر: 157
امام هادى علیه السلام پس از شهادت پدر بزرگ وار خود، در محیطى بسیار سخت ‏و در وضع بسیار دشوار مى ‏زیست.

به گزارش کوی محبت، معاصر حکومت ‏"متوکل‏" بود که به دشمنى ‏با امام و تعقیب یاران وى و در هم شکستن پایگاه هاى او زبان زد بود و هر روز در این پلیدی ها پیشتر مى‏ رفت تا آن جا که وقتی متوکل خطر بحران حکومت ‏خویش را احساس ‏کرد، بر آن شد تا با دو روش توامان، از بحرانى ‏تر شدن وضع‏ جلوگیرى کند:


1.حمله بردن به یاران امام و پایگاه هاى او و آزردن آنان و از میان برداشتن آثار شیعیان: تا بیش از پیش دچار وحشت گردند و آنان را خوار گرداند. او به این اعمال دست زد و به اندازه ‏اى از زشت کارى پیش رفت ‏که قبر حضرت امام حسین علیه السلام را ویران ساخت و آثار آن را از میان برد.
 
2. امام دهم را از پایگاه هایش دور ساخت تا مقدمه آواره ساختن ‏و پراکندن پایگاه هاى ایشان باشد: متوکل دریافت که اگر امام هادى علیه السلام در مدینه و دور از مراقبت او باشد، دولت او را خطرى خواهد بود. پس ‏دستور داد تا آن بزرگ وار را به سامره آورند و زیر نظر بدارند تا دور از پایگاه هاى خود در حرکات و سکنات وى نظارت کند. این روش همان بود که خلیفگان پیش‏ از او نیز عمل کردند. مامون با حضرت رضا علیه السلام هم چنین کرد و با حضرت ‏جواد علیه السلام نیز به این روش اقدام نمود و کوشیده بود که آنان در محیط دستگاه ‏دولت به سر برند تا زیر نظر نگاهبانان قصر باشند.

متوکل با این روش مزدورانه، خواست برنامه سیاسى و دشمنى دیرینه‏ خود را با امام زیر پوشش قرار دهد. متوکل با احضار آن حضرت، وى را به اقامت اجبارى ملزم ساخت و واداشت تا زیر مراقبت ‏شدید کاخ زندگى‏ کند.


خیال کودکانه دشمن

امام هادى علیه السلام همراه فرزند نوجوان خود "حسن‏"، مدینه را به سوى سامره ترک کرد. یک روز پس از رسیدن به سامره، متوکل، امام را دعوت کرد و یاران متوکل به استقبال او رفتند اما هنگامی که موکب امام هادی علیه السلام به شهر سامرا رسید متوکل دستور داد خاندان رسالت را به بهانه این که هنوز قصر مناسبی جهت اقامت امام تهیه ندیده‌ اند در "خان الصعالیک" فرود آوردند. خان الصمعالیک همان طور که از لغتش پیداست (خانه گدایان) جای محترم و مجللی نبود. هر چند اقامت امام در آن جا بیش از دو سه روز به طول نکشید ولی این نخستین ضربه ‌ای بود که متوکل می خواست بر شخصیت امام هادی علیه السلام فرود آورد.

متوکل با چنین کردار خود خیال کرده بود که پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را سخت کوبیده و مقام شامخ او را در هم شکسته یا دست کم از اوج اعلایش فرود آورده است ولی اگر جعفر متوکل و متوکل ‌های دیگر جهان می‌ توانستند بدانند، ملاک اعتبار انسان در محیط انسانیت چیست، هرگز بدین کردارهای کودکانه نمی‌ پرداختند.

در معرض چشمان ناپاک

هدف متوکل از احضار یا دعوت امام علی النقی علیه السلام به سامره نزد خود و نزد یاران خود، محو کردن او در حاشیه دربار خلافت ‏بود تا حتى الامکان گوش و چشم او را بپاید و هیچ نکته زندگانى او، چه صادر، و چه وارد، از نظر دور نماید. امام توجه داشت که سیاست ‏ستم گرانه آنان نسبت به او روز به روز تندتر و بیشتر مى ‏شود تا جایی که متوکل در پایان حکومت ‏خود به علت ‏سعایت ها و خبرچینى ‏ها بر ضد امام، آن حضرت را زندانى کرد.

آن اخبار، متوکل را هوشیار می کرد و شک را در او بیدار مى‏ ساخت و وادارش مى ‏نمود تا خانه امام را در مراقبت ‏شدید قرار دهد تا آگاه گردد که آن اخبار درست است ‏یا خیر.

اما همه خبرها و افتراها همیشه با شکست رو به رو می گردید، بى آن که ‏از نظر کشف اطلاعات درباره حقیقت کار و فعالیت هاى امام به نتیجه برسد.

هر وقت ‏سراى امام هادى علیه السلام مورد بازرسى قرار می گرفت، با نهایت ‏آرامش و سکون، خود را به بى‌اعتنایى مى ‏زد و طورى وانمود مى‏ فرمود که ‏از بی گناهى خود اطمینان دارد. به پاسبانانى که براى تجسس مى‏ آمدند کمکک می کرد تا ماموریت‏ خود را انجام دهند. براى آنان چراغ مى ‏افروخت و اطاق هاى خانه را به آنان نشان می داد تا براى دولتیان ایجاد شبهه نشود که او فعالیت ‏غیر عادى دارد. جاسوسان خلیفه، همیشه وقتى باز می گشتند تاکید می کردند که در سراى آن‏ بزرگوار، چیزى که مایه شک باشد وجود نداشته است. 

امام هادى علیه السلام، هر بار که خانه ‏اش مورد بازدید قرار می گرفت، موفق‏ مى‏ شد آن چه را که مشکوک بود پنهان سازد زیرا پول ها و نوشته ‏هایى به حضرتش ‏فرستاده مى ‏شد که لازم بود از نظر دولت پنهان ماند. هر گاه می خواست کارى ‏را که آشکار شدن آن از نظر دولت براى او، محظورى داشت، پنهان دارد، روش رمز به کار مى ‏برد.


دو استراتژی راهبردی

امام هادى علیه السلام در سامره زیر نظر جاسوسان متوکل شب و روز مورد مراقبت شدید بود و می کوشید طبق آن وضع دشوار رفتار کند و کارهاى خود را در آن محیط سخت ‏انجام دهد. فعالیت هاى او در آن دایره پرتشویش محدود می شد و حتى الامکان‏ می کوشید برخوردى روى ندهد. آن حضرت با توجه به فشار و مراقبت ‏شدیدى که‏ متوجه او یارانش بود،حرکت ‏خود را در دو زمینه انجام داد:

1. سازمان سرّی وکالت: امام برنامه تعیین کارگزاران و نمایندگان را که پدرش امام جواد علیه السلام اجرا کرده بود، ادامه داد و نمایندگان و وکلایى در مناطق و شهرهاى مختلف منصوب کرد و بدین وسیله یک سازمان ارتباطى هدایت شده و هماهنگ به وجود آورد که هدف هاى یاد شده را تامین مى ‏کرد. براى امام هادى علیه السلام از راه هاى پنهانى و آشکار، و در هر صورت ‏ممکن، پول هاى سرشار از قبیل خمس و زکات و خراج مى‏ رسید که آن ها را در مصالح عمومى اسلام به مصرف مى‏ رسانید تا جنبش فرو ننشیند. این فعالیت ها البته دور از چشم حکم رانان و مرکز حکومت عباسیان بود.

2. جهاد در جبهه فرهنگی: امام هادى علیه السلام از طریق آگاه ساختن امت و نشان دادن مواضع علمى خود به صورت پاسخ‏ گفتن به شبهه ‏ها و جواب به پرسش هایى که خلیفه از امام می کرد، تا آن امام را در تنگنا قرار دهد و نتواند از عهده حل آن بر آید، در خط مقدم جهاد فرهنگی قرار گرفت. مثلا متوکل از"ابن سکیت‏" خواست مساله ‏اى پیچیده و دشوار در حضور او مطرح کند و از امام جواب ‏آن را بخواهد. "ابن سکیت‏"،برخى مسایل را که سخت دشوار می دانست از امام پرسید و امام در آن مبارزه و مباحثه پیروز گردید. امام هادى علیه السلام پاسخ پرسندگان را می داد و شبهه‏ هاى کفرآمیز را که در اجتماع او رایج بود رد می کرد.

امام با کوشش خستگى ناپذیر و فراوان، خود را براى تجدید فعالیت ‏پیروان خود مصروف می داشت. هر وقت فرصت این کارها دست می داد و امکان‏ فعالیت پیش مى‏ آمد، پایگاه هاى خود را با هر روشى که امکان داشت تقویت ‏می کرد تا در برابر مشکلات، نیروهاى پایدارى به دست آورند و مجهز و آماده‏ باشند.


پرواز در غربت

امام هادى علیه السلام بیست سال دور از وطن، در سامره تحت نظر بود و سرانجام آن حضرت در اواخر حکومت معتمد عباسی، بر اثر زهری که او به طور مرموز به آن حضرت خورانید به شهادت رسید. در آن هنگام از بستگانش هیچ کس در سامره نبود جز فرزندش امام حسن عسکری علیه السلام که متکفل غسل و کفن و نماز و دفن پدر گردید، و پیکر آن مظلوم غریب تبعید شده را که هنگام شهادت 40 یا حدود 42 سال داشت، در خانه خودش در سامره، به خاک سپردند.


منابع:

- سیره پیشوایان، مهدی پیشوائی.
- سوگنامه آل محمد علیهم السلام، محمد محمدی‌ ‌اشتهاردی.
- معصومین چهارده‌ گانه‌ علیهم السلام، ترجمه "نورالانوار فی تاریخ الائمة الاطهار"، جواد فاضل.
- زندگانی تحلیلی پیشوایان ما، ترجمه "الائمة الاثنی عشر علیهم ‌السلام، دراسة تحلیلة"، عادل ادیب.

منبع سایت: تبیان

انتهای پیام/




» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *


نجف
کربلا
کربلا
کاظمین
حرم حضرت علی- نجف