صفحه مورد نظر پیدا نشد
حدیث

 

جدول پخش برنامه ها

کانال رسمی کوی محبت در تلگرام

/امنیت در حج /

امامت درحج (قسمت دوم)

۹:۴۵ - ۱۳۹۲/۷/۳۰کد خبر: 154
یکی از اهدافی که زائر بیت الهی برای رسیدن به آن به زیارت بیت می پردازد، رسیدن به امان و امنیت است .

به گزارش کوی محبت، خداوند متعال در سوره آل عمران آیه 97می فرماید : 

"فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمینَ"
 
در بیت الله الحرام دلائل روشنی هست منجمله مقام ابراهیم و هرکس داخل بیت بشود در امان خواهد بود ...

برای این که معنای امنیت در حرم مشخص شود به گفتگویی که بین امام صادق علیه السلام وابوحنیفه یکی از رهبران اهل تسنن اتفاق افتاده توجه بفرمایید :
حضرت به ابو حنیفه در مورد آیِۀ کریمۀ "ومن دخله کان آمنا " فرمودند: به من خبر بده که آن ( منطقه امن ) کدام ناحیه از زمین است ؟عرض کرد: کعبه، فرمودند : حجاج ابن یوسف که در کعبه، منجنیق را برابن زبیر قرار داد ه واورا کشت ،آیا او در امان بود ؟ پس ابو حنیفه سکوت کرد.(1)
انواع امنیت :
دو گونه امنیت می توان فرض کرد :1-امنیت تکوینی که خداوند متعال امنیت جبری ایجاد کرده که هیچ کسی قدرت ندارد به کس دیگری تعرض کند واگر فردی در صدد تعرض به دیگری برآید خداوند با نازل کردن یک بلا برفرد متعرض او را نابود یا محدود می کند.این نوع از امنیت بستگی به پیروی یا عدم پیروی مردم ازدستور خداوند در ایجاد امنیت ندارد . 2- امنیت تشریعی که خداوند متعال دستور فرموده که مسلمانان باید رعایت حرمت وامنیت فرد یا مکان را بنمایند و به او تعرضی ننمایند . 
در آیه کریمه اشاره به امنیت حرم دارد ولی این که این امنیت چگونه است وشامل چه کسانی می شود قابل بحث است آیا امنیت تکوینی است یا تشریعی ؟ وآیا این امنیت تکوینی یا تشریعی، مطلق است یا نسبی ؟
موارد نقض امنیت تکوینی : 
حدیث فوق صراحت دارد که امنیت حرم به صورت تکوینیِ مطلق نیست چون 
1- حجاج برای سرکوبی عبد الله بن زبیر، خانه خدا را به منجنیق بسته و حرمت فیزیکی ومعنوی حرم را شکست ، هم باعث تخریب کعبه شد وهم امنیت حرم را مختل کرده وعبد الله بن زبیر را دستگیر وبه دار آویخت 2- بعداز مرگ ابن زبیر آن چنان رعب ووحشتی ایجاد کرد که ، عبدالله فرزند عمربن خطاب به نزد حجاج آمد و به او گفت دستت را به من بده تا با تو برای عبدالملک بیعت کنم. چون پیامبر فرموده: 
"هرکس بمیرد وامام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است" . پس حجاج که 
مشغول غذا خوردن بود ، پایش را دراز کرد و گفت پایم را بگیر (وبیعت کن) که دستم مشغول است. پسر عمر گفت: آیا مرا مسخره می‌‌‌‌‌‌‌‌کنی؟ حجاج گفت: ای احمق، تو در زمانی که علی امام زمانت بود با علی بیعت نکردی و یاد این حدیث نبودی و امروز می گویی هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلی مرده است؟! آیا علی امام زمان تو نبود؟ به خدا سوگند، تو به خاطر گفتار پیامبر نیامده¬ای تا بیعت کنی، بلکه به دلیل ترس از آن درختی که ابن زبیر به آن بدار کشیده شد آمده-ای بیعت کنی وعبد الله بدبخت که با دست خدایی امیر المومنین بیعت نکرده بود با پای حجاج بیعت کرد !!!.(2)
3-درگفتگوی دیگری امام باقر علیه السلام از قتاده که از فقهای غیر معتقد به امامت حضرت در شهر بصره بود می پرسند که آیا تو فقیه اهل بصره هستی ؟می گوید : این گونه می گویند. فرمودند: به من خبر داده اند که تو تفسیر قرآن می کنی ؟عرض کرد: بلی فرمودند: آیا با جهل تفسیر می کنی یا با علم؟عرض کرد نه، با علم. فرمودند :اگر با علم تفسیر می کنی از تو سوالی کنم ؟عرض کرد بفرمایید فرمودند آیه
وَ قَدَّرْنا فِیهَا السَّیْرَ سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ» را برایم توضیح بده عرض کرد هرکسی که از خانه اش با توشه ومرکب حلال وپول حلال برای کرایه چیزها ،به قصد این بیت (کعبه ) خارج شود تا زمانی که به سوی اهلش برگردد ؛در امان خواهد بود .امام باقر علیه السلام فرمودند : تو را به خدا قسم می دهم ای قتاده آیا شنیده ای که گاهی فردی از خانه اش با پول حلال وتوشه ومرکب حلال به قصد بیت خارج می شود پس دزدان به او حمله کرده ومالش به غارت برده می شود وضربه ای به او می زنند که به وسیله آن هلاک می شود ؟ عرض کرد به خدا سوگند این چنین است . حضرت فرمودند : وای برتو ای قتاده اگر قرآن را از جانب خودت تفسیر کنی هم هلاک می شوی وهم دیگران را هلاک می کنی واگر این حر ف ها را از افراد(ی فرا ) گرفته ای باز هم هلاک می شوی ومردم را هلاک می کنی . (3)همانطور که حضرت فرموده اند ،اگر این امنیتِ تکوینیِ مطلق باشد هیج دزد وقاتلی نباید بتواند به مال وجان مردم تعرضی بنماید .
4- تاریخ نشان می دهد نه تنها مردم معمولی از خطرات دشمنان در امان نبوده اند بلکه حتی محترم ترین افراد ؛مصونیت لازم را نداشته اند. کما این که در بیت الله الحرام ، مشرکین به پیامبر اکرم جسارت کرده ودر حال سجده بر سر مبارکشان شکمبه گوسفند ریختند .
5- هم چنین یزیدیان ؛قصد ریختن خون امام حسین علیه السلام در مکه را داشتند که حضرت وقتی که قصد خروج از مکه به سمت کربلا را داشتند محمد ابن حنفیه خدمتشان رسیده وعرض کرد برادرم بدرستی که مکر وحیله اهل کوفه را با پدرو برادرت می شناسی ومن می ترسم که حال تونیز مثل آنان شود پس اگر صلاح مید انی همین جا در مکه بمان که در حرم ،عزیز ترین وبا امنیت ترین فردهستی . حضرت فرمودند : یزید می خواهد مرا مخفیانه در حرم بکشد ومن باعث شکسته شدن حرمت حرم می شوم ....(4)
6-درعصر حاضر نیز هتک حرمتی شدیدی در بیت الله الحرام اتفاق افتاد .به این ترتیب که فردی به نام جهیمان العتیبی با همکاری دامادش به نام محمد ابن عبدالله قحطانی وتعدادی وهابی های تندروی مخالف حکومت عربستان ،در اول محرم سال 1400قمری وارد مسجد الحرام شده ومقداری اسلحه تحت عنوان جنازۀ در تابوت؛وارد مسجد کرده وبعد از نماز صبح قیام کرده ومحمد بن عبدا لله را به عنوان مهدی امت معرفی و بین رکن و مقام با او بیعت کرده واز بقیه خواستند که با او بیعت کنند . ضمنا با استفاده از اسلحه هایشان درب مسجد را بسته وحدود 500زائر را گروگان گرفتند . دولت عربستان پس از این که از مذاکره با آنان ناامید شد ،آتش را برآنان گشود وبا کمک کماندو های فرانسوی با کشتن تعدادی از قیام کننده ها من جمله محمد بن عبدالله قحطانی ،جهیمان ویارانش را دستگیر و61نفر آنان را اعدام کرد.(5)
7- کشتار بی رحمانه حجاج ایرانی در مکه توسط حکومت وهابی عربستان (6)
این وقایع خونین همگی از اقرار از این دارد که امنیت حرم ،یک امنیتِ تکوینی ِ مطلق نیست .
امنیت تکوینی نسبی : 
با اراده الهی در منطقه حرم ؛ یک امنیت تکوینی نسبی وجود دارد:
1-اگر کل دین وتوحید در معرض خطر باشد امنیت تکوینی وقهری وجود خواهد داشت مثل حمله ابرهه به مکه که به منظور تخریب بیت ومبارزه با توحید ،لشگر فیل سوارش را روانه مکه نمود وخداوند هم آنان را با پرنده های کوچک ابابیل از بین برد .
2- مکررا دیده شده که حیوانات خوی وحشیگری خود را نسبت به یکدیگر، در این منطقه حرم ازدست داده و به همزیستی مسالمت آمیز با هم می پردازند وبعضی پیش کسوتان در خاطرات خود این گونه بازگو میکنند که بارها دیده ایم که سگ وگربه وگنجشک در کنار هم از یک سطل زباله درحال استفاده بوده وبه هم تعرضی نداشته اند وپرندگان هنگام پروازشان از روی کعبه پرواز نمی کنند وبه سمت راست وچپ فرار می کنند .
3- عرب جاهلی که تمایل زیادی به شکار و جنگ وخونریزی داشته است ،درهمان زمان جاهلیت ،در داخل حرم ؛این خصلت خود را کنار می گذاشته اند(7) یعنی یک نحوه آرامش و ملایمتی در طبع ها ایجاد می شده است ولی این تغییر طبایع در انسانها به صورت مطلق نبوده وکسانی که خشونت ووحشیگری شدید ی داشته اند هر چند وقت یک بار این حرمت راشکسته اند که نمونه هایی از آن را ذکرکردیم . اگر بخواهیم برای این امنیت تکوینی نسبی مثالی بزنیم می توان ماه مبارک رمضان را ذکرکرد که دراین ماه به فرمایش پیامبر اکرم شیطان در غل وزنجیر است وطبعا تمایل به گناه در این ماه کمتر است ولذا مفاسد در این ماه به حداقل می رسد ولی مع الوصف شاهد بعضی جرائم در این ماه هستیم که نشان دهنده اختیار انسان به عنوان عنصر اصلی همه فعالیت های بشری می باشد .
امنیت تشریعی :
نوع دیگری از امنیت که در حرم وجود دارد امنیت تشریعی است یعنی آیه شریفه "ومن دخله کان امنا " حاوی یک دستور است و نه یک اِخبار صرف. به عبارت دیگر مسلمانان موظفند به کسی که جرمی انجام داده وبه حرم پناهنده شده است ، امان داده ومتعرض او نشوند. دلیل آن هم احادیث متعددی است که در این باره رسیده است. منجمله از امام صادق علیه السلام راجع به آیه " و من دخله کان آمنا" سوال می کنند حضرت می فرمایند :
" وقتی بنده ای در خارج از حرم جنایتی انجام دهد وسپس به حرم فرار کند شایسته نیست که کسی او رادستگیر کند ولی می توانداورا از خرید وغذا وآب وتکلم ، منع کنند که با این کار به زودی از حرم خارج شده وآنگاه اورادستگیر بنمایند وهرگاه کسی داخل حرم جنایتی انجام دهد ،براو حدجاری می گردد چون او رعایت حرمت حرم را نکرده است" (8) وهمچنین هنگامی که حیوان وحشی یا پرنده ای وارد حرم شود نمی توان اورا اذیتی نمود تا وقتی که از حرم خارج شود . (9)
همان طور که ملاحظه می فرمایید امنیت تشریعی هم مطلق نیست بلکه برای کسی است که خارج حرم جرمی مرتکب شده وسپس به حرم پناهنده بشود ؛ولی اگر درون حرم مرتکب خلافی بشود که مستلزم حد است ،در امان نبوده وبر او حدجاری می شود کما این که خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید" مادامی که مشرکین در مسجدالحرام با شما به جنگ نپرداخته اند شما با آن ها کارزار نکنید ولی اگر آن ها شروع به کارزار نمودند شما نیز برآن ها بتازید که حرمات قصاص دارد"(10) یعنی اگر آن ها رعایت حرمت حرم را نکردند شما هم قصاص کنید .
این امنیت تشریعی وابسته به عملکرد مردم است یعنی اگر مردم فرامین الهی را تبعیت نمایند امنیت در حرم ایجاد می شود والا فلا .

امنیت واقعی درحرم برای شیعیان : 
1-پس از آنکه ابو حنیفه در جواب تعارض امنیت کلی حرم با قتل ابن زبیر وسعید بن جبیر فروماند، امام صادق علیه السلام نوع امنیت را این گونه توضیح فرمودند که :
" کسی که با قائم ما بیعت کند وبا او داخل حرم شود وبا او پیمان بندد وداخل اصحاب او شود در امان خواهد بود ".
پس یک معنی امنیتِ قطعی، در زمان ظهور حضرت مهدی عج الله فرجه الشریف است.انشاء الله هر چه زودتر این ایام را درک کرده وبا بیعت با حضرت از امنیت قهری که در زمان حکومت عدل ایشان برای مومنین وجود خواهد داشت، استفاده خواهیم نمود. ولی آیا این امنیت فقط وعده ای برای آینده است ودر حال حاضر امنیتی برای ما وجود ندارد ؟
2-در حدیث دوم امام باقر علیه السلام می فرمایند :
.وَیْحَکَ یَا قَتَادَةُ، ذلِکَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ بِزَادٍ وَ رَاحِلَةٍ وَ کِرَاءٍ حَلَالٍ یَرُومُ‏ هذَا الْبَیْتَ عَارِفاً بِحَقِّنَا، یَهْوَانَا قَلْبُهُ، کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: "فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی الیهم "
یعنی کسی که با توشه ومرکب وکرایه حلال ،به قصد این بیت از خانه اش خارج شود درحالی که عارف به حق ما باشد وقلبش مایل به ما باشد از امنیت برخوردار خواهد شد همانطور که خداوند متعال(دعای حضرت ابراهیم را ) می فرماید " پس قلب های مردم را به سوی آنان مایل بفرما " 
در واقع دعای حضرت ابراهیم علیه السلام ؛ علاوه بر این که در حق هاجر واسماعیل علیهما السلام بوده است ؛هم چنین در حق مردم نیز بوده است که با علاقه مند شدن به حضرت اسماعیل وفرزندانشان( که اهل بیت باشند) به آنها مراجعه نموده واسباب هدایت خودشان تامین می شود؛ یعنی در دنیا از گمراهی و در قیامت؛ از عذاب الهی در امان خواهند بود و این است معنی امنیتی که در آیه کریمه به آن اشاره شده است . 
و در انتهای حدیث ،جمله بسیار مهمی را در مورد مفسر واقعی قران می فرمایند که إِنَّمَا یَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ یعنی منحصرا قرآن را کسی می شناسد که مورد خطاب قرآن باشد . پس برای فهمیدن مراد واقعی قرآن باید به کسانی که مراجعه نمود که مخاطب قرآن باشند یعنی پیامبر اکرم واهل بیت علیهم السلام . ولذا ما در فهم قطعی بسیاری از آیات قرآن نیازمند به امام معصوم به عنوان معلم قرآن هستیم وبدون تعلم از معصومین علیهم السلام ،بسیاری اوقات به انحرافات فکری وضلالت شدیدی خواهیم افتاد .
دلیل این انحصار امنیت از گمراهی وسخط الهی ؛ به کسانی که" عارف به حق اهل بیت" باشند و"قلبشان به آن ها مایل باشد "این است که تنها اهل بیت هستند که دین خدا را به طور کامل می شناسند وطبق حدیث ثقلین که مورد قبول شیعه وسنی است هیچ گاه از قرآن جدا نمی شوند بنا براین فقط از طریق آنان می توان به رضایت خداوند دسترسی پیدا کرد .
3-در حدیث دیگری ،راوی از امام صادق علیه السلام راجع به آیه "ومن دخله کان آمنا "سوال می کند که آیادخول در بیت باعث امنیت می شود یا دخول در حرم ؟به عبارت دیگر آیا امنیت منحصرا در بیت الله الحرام وجود دارد یا درکل حرم ؟
ایشان فرمودند :
: "من دخل الحرم من الناس مستجیرا به فهو آمن، و من دخل البیت من المؤمنین مستجیرا به فهو آمن من سخط الله"(11)
یعنی هرکس از مردم داخل حرم شده وپناهنده به آن گردد؛ در امان خواهد بود وهر کس از مومنین وارد وپناهنده به بیت شود از سخط وخشم الهی در امان خواهد بود .
در جمله اول حضرت راجع به حرم فرموده اند که هرکس ازمردم ، با هرمرام ومذهبی وارد حرم شود در امان است یعنی کسی حق تعرض به او راندارد اما در جمله بعدی ،اولا امنیت را به معنی امنیت از سخط الهی وعذاب دانسته اند که معنای امنیت را مشخص تر می کند وثانیا امان از خشم الهی وعذاب را محدود به مومنین کرد ه اند وشرط امان را ایمان دانسته اند که در لسان روایات ،منظور از مومنین ،شیعیان هستند یعنی منحصرا کسانی که معتقد به امامت اهل بیت علیهم السلام باشندوبه زیارت خانه خدا ،بیایند ، امنیت از خشم الهی خواهند داشت .
4- راوی دیگری از امام صادق علیه السلام در باره این آیه می پرسد ،حضرت جواب می فرمایند: 
-: إن من أم هذا البیت و هو یعلم أنه البیت الذی أمر الله به، و عرفنا أهل البیت حق معرفتنا کان آمنا فی الدنیا و الآخرة(12)
یعنی " بدرستی که هر کس که قصد بیت را بنماید در حالی که می داند این خانه ای است که خداوند دستور به زیارت آن را داده است وما اهل بیت را آن طور که حق معرفت ماست بشناسد در دنیا وآخرت در امان خواهد بود "
در اینجا نیز حضرت ، امنیت را منحصرا برای کسانی می دانند که اهل بیت علیهم السلام را به عنوان امامان از جانب خداوند شناخته واطاعت بنمایند .
امنیت در دنیا : 
الف )امنیتی که برای شیعیان در دنیا وجود دارد یکی امنیت تکوینی است که به طور نسبی و نه مطلق وجود دارد، بطوری که گهگاهی اهل بیت علیهم السلام با علم غیبی وقدرت الهی که داشته اند شیعیانشان را از خطرات جانی نجات داده اند کما این که امام باقر علیه السلام بدین وسیله جان جابربن یزید جعفی راکه از بزرگان صحابه شان بودند از هلاکت قطعی نجات دادند :
نعمان بن بشیر نقل می کند که جابربه یزید جعفی بعد از سفرحج به مدینه خدمت امام باقر علیه السلام رسیده وبعد از زیارت ایشان، به سمت کوفه حرکت می کند. درراه پیکی از سوی اما م باقرعلیه السلام ،نامه ای را به جابر رسانده وی نامه را گرفته بوسید وباز کرد وخواند واخم هایش درهم رفت ودیگر تا کوفه نه تبسمی کرد ونه خنده ای نمود. فردا که به سراغ او رفتیم دیدیم ازخانه خارج شد درحالی که استخوانی به گردنش آویزان کرده وسوار یک چوب نی شده وشعری با این مضمون می خواند که "منصورابن جمهور فرمانروا و غیر فرمانبر است" و در کوچه های کوفه می گردد ومردم می گویند جابر دیوانه شده جابر دیوانه شده .بعد از سه روز نامه ای از هشام ابن حکم(خلیفه اموی) به یوسف بن عثمان (والی کوفه )رسید که فردی به نام جابر بن یزید جعفی را پیدا کن گردنش را بزن وسرش رابرای من بفرست . وقتی نامه به یوسف رسید از اطرافیان سراغ جابر را گرفت گفتند اومردی دانشمند ومحدث وصاحب ورع وزهد است ولی دیوانه شده ودر رحبه (منطقه ای از کوفه )با اطفال مشغول بازی است .یوسف به هشام بن عبد الملک نامه نوشت که جابر دیوانه شده است . پس جواب آمد که اورا رها کن ...(13)
ملاحظه می فرمایید که کسی که بعد از حج به لقاء امام علیه السلام رسیده با یک رهنمود مخفی اما م علیه السلام ، چگونه از هلاکت قطعی در امان می ماند .
دستگیری های ائمه اطهارعلیهم السلام ، نسبت به شیعیان وحتی اهل تسنن وامان دادن آنها از هلاکت ها ومشکلات مادی فزون ازتواتر واز یقینیات هر شیعه ای است .لذا در زیارت جامعه کبیره خطاب به ائمه علیهم السلام عرضه می داریم : 
" بموالاتکم... اصلح ما کان فسد من دنیانا " 
یعنی خداوند ،فقط به سبب دوستی با شما اهل بیت ،آن چه که از امور دنیوی ما فاسد شده است ،اصلاح می فرماید .کما اینکه زمانی که سید بحرالعلوم از علماء بزرگ شیعه که متکفل مخارج بسیاری از مستمندان در مکه بوده ومالشان به اتمام رسیده بود متوسل به حضرت بقیه الله علیه السلام می شوند حضرت حواله ای به یک صرافی در کوه صفا داده واو 4-5کیسه پراز پول برای ایشان می فرستند (14)
ب)امان از گمراهی در دنیا : آنچه که در بالا ذکر شد ، قطره ای از اقیانوس الطاف مادی اهل بیت به دوستانشان است که نتیجتا شیعیان ، از خطرات وهلکات مادی در امان مانده اند ولی آنچه که بسیار مهمتروقطعی تر است؛ امان اهل بیت از گمراهی در این دنیاست که در زیارت جامعه کبیره عرض می کنیم : 
"بموالاتکم علمنا الله معالم دیننا " 
‏یعنی به سبب دوستی با شما ؛خداوند معالم دین ما را به ما تعلیم می فرماید . شما معلمین واقعی دین الهی هستید که شاگردی در خانه شما باعث هدایت ما می گردد ولی کسی که از شما جدا باشد چون به دین خالص الهی دسترسی ندارد گمراه می شود : "و ضل من فارقکم "یعنی کسی که از شما جدا شود گمراه می گردد .
و"بکم یسلک الی الرضوان وعلی من جحدکم غضب الرحمن "یعنی فقط به وسیله شما به رضای الهی میتوان دست یافت وبرهرکس که شما را منکر شود غضب الهی جاری خواهد شد ولذا ؛
"امن من لجا الیکم "یعنی هر کس که به شما پناهنده بشود از گمراهی در دنیا وسخط الهی در آخرت مصون می ماند .
علت انحصار قبولی حج برای شیعیان :
این که چرا فقط کسانی که به اهل بیت معتقد باشند عباداتشان مورد قبول واقع شده ودشمنان اهل بیت هیچ سودی از حج وعباداتشان نمی برند به هیچ وجه ادعای گزافی نیست چرا که قرآن کریم و احادیث مورد قبول فریقین آن را اثبات می کند : 
1-خداوند متعا ل درآیه 67سوره مائده می فرماید : 
" یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک وان لم تفعل فما بلغت رسالته " یعنی ای پیامبر آنچه که از جانب پروردگارت به تو نازل شده به مردم برسان واگر این کار را نکنی هیچ رسالت الهی راانجام نداده ای .
بر طبق این آیه کریمه ؛ اهمیت تبلیغ این حکم آن قدر زیاد است که نرساندن آن به مردم معادل بطلان کل رسالت است .وقتی به روایات شیعه وبسیاری از روایات اهل تسنن مراجعه می کنیم ملاحظه می نماییم که این آیه در روز عید غدیر ودر رابطه با اعلام ولایت ایشان نازل شده است (15) در نتیجه تبلیغ اسلام بدون تبلیغ ولایت، به معنی عدم تبلیغ اسلام است به عبارت دیگر ، اسلام بدون ولایت هیچ ارزشی ندارد لذا عمل به تمام احکام اسلام درحالی که معتقد به ولایت امیرالمومنین نباشیم برای ما هیچ سودی نخواهد داشت .
2- هم چنین خداوند متعال در آیه 3سوره مائده می فرماید : 
"الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی ورضیت لکم الاسلام دینا "
یعنی امروز دین شما را برایتا ن کامل کردم ونعمتم را برشما تمام کردم واز اسلام برای شما به عنوان دین راضی شدم .
شیعه وسنی در شان نزول آن آورده اند که آیه مبارکه در واقعه غدیر خم نازل شده است (16)بنا براین ،دین اسلام با اعلام ولایت امیر المومنین علیه السلام کامل شده است ونعمت با خلافت ایشان تمام گشته است وخداوند از اسلام کسانی که با ایشان به عنوان جانشین پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله صادقانه بیعت کرده اند راضی شده است ولذا دین داری کسانی که ولایت ایشا ن راقبول نداشته باشند ؛مورد تایید ورضایت خداوند متعال نیست .حا ل کسی که طواف وسعی وتقصیر ؛بیتوته ورمی جمار وقربانی بنماید وعارف به حق اهل بیت علیهم السلام نباشد ،بر اساس دو آیه فوق عملی مطابق خواست خداوند انجام نداده ولذا پروردگار متعال از او راضی نیست .
3- پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرموده اند : "من مات بغیر امام مات میتةً جاهلیه" یعنی هر کسی که بمیرد در حالی که امامی نداشته باشد ؛ به مرگ جاهلی مرده است .این حدیث در کتب اهل تسنن (17)؛آمده و مورد تایید آنان می باشد.ولذا درجریان بیعت فرزند عمربن خطاب با حجاج اشاره کردیم که عبدالله بن عمر گفت چون پیامبر فرموده که هرکسی امام زمان خود رانشناسد وبمیرد به مرگ جاهلی مرده است ؛آمده ام تا بیعت با خلیفه بکنم وحجاج هم نگفت که این حدیث اعتباری ندارد بلکه با تاییدضمنی حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله ؛ عبدلله را تخطئه کرد که چرا با امیرالمومنین علی علیه السلام بیعت نکرده است ولذا بر ا ساس آن حدیث و این واقعه ؛ همه مسلمین ، می پذیرند که باید اعمالشان تحت رهبری امام زمانشان باشد والااین اعمال فاقد ارزش خواهد بود. حال این که امام زمانشان کیست بحث دیگری است ولی آنچه که مسلم است ؛آنست که باید اعمالشان را درتحت ولایت اولی الامر ؛(18) انجام دهند تا اعمالشان ارزش بیابد والا سودی از اعمالشان نمی برند. 
لذا اگر زوار محترم بخواهند از حجشان نفعی ببرند باید همراه شناخت مناسک وبیت الله وشناخت ارزش این اعمال ؛به شناخت امام زمانشان نیز بپردازند .
4- فردی از امام صادق علیه السلام در باره "ومن دخله کان آمنا " می پرسد که آیا مُرجئه ؛قَدَری ؛خوارج وکافرکه اعتقادی به خدا ندارد وداخل بیت می شود در امان است؟حضرت می فرمایند :نه وهیچ کرامتی هم ندارند 
من دخله و هو عارف بحقّنا کما هو عارف به، خرج من ذنوبه و کفی همّ الدنیا و الآخرة(19)یعنی کسی که داخل بیت شود درحالی که عارف به حق ماباشد (یعنی به امامت ما معتقد باشد )همانطور که به بیت آشناست (یعنی اهمیت و اعمال حج وخانه خدا را بدرستی می شناسد )ازگناهانش خارج می شود واز هم وغصه دنیا وآخرت در امان می ماند .
5- همانطور که در قرآن کریم عمل صالح به تنهایی ارزشی ندارد وهمیشه درکنار ایمان ؛معنی پیدا کرده وکسانی که بدون ایمان ،عمل صالح انجام بدهند، هیچ سودی نخواهند برد (20)اعمالشان حبط شده وهیچ اجری از آن نخواهند گرفت ،درحج نیز معرفت به جمیع واجبات منجمله معرفت به امام علیه السلام، شرط امان یافتن از عذاب الهی در قیامت ذکر شده است (21)واعمال بدون معرفت مانند همان سراب وخاکستر های بی فایده می ماند .

6- روزی پیامبر اکرم به امیر المومنین نگریستند وفرمودند : 
" هَذَا بَابُ الْهُدَى الَّذِی‏ مَنْ دَخَلَهُ‏ کانَ‏ آمِناً" یعنی این باب هدایتی است که هرکس داخل آن بشود (از گمراهی ) در امان می ماند (22)وامام حسن علیه السلام روزی به دستور امیرالمومنین به منبر رفته وطی خطبه ای فرمودند: 
" إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فِی بَابٍ وَ مَنْزِلٍ‏ مَنْ دَخَلَهُ‏ کانَ‏ آمِناً وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ کَانَ کَافِراً"(22)
یعنی امیرالمومنین در خانه ای است که هر کس درآن داخل شود درامان می ماند وهر کس از آن خارج شود کافرمی گردد .وچه زیبا خداوند متعال باب مراجعه به امیر المومنین را درحچ، با ایجاد غدیر ، گشود تا مشتاقان حضرتش به این بهانه دست به دامان ومتوسل به حضرتش شده وبه طور اساسی شیطان را ازخود برانند ونورانیت حج را حفظ نمایند .
نتیجه:
اگر می خواهیم از امنیت در حج بهره مندشویم ؛ باید در قلعه ولایت امیرالمومنین وفرزندان گرامیشان (علیهم السلام ) داخل وپناهنده بشویم که امان واقعی از گمراهی در دنیا وعذاب الهی در آخرت پیدا کنیم.


پاورقی 

(1)فی العلل عن الصادق علیه السلام أنّه قال لأبی حَنیفة أخبرنی عن قول اللَّه عزّ و جل وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً أین ذلک من الأرض قال الکعبة قال أ فتعلم انّ الحجّاج بن یوسف حین وضع المنجنیق على ابن الزبیر فی الکعبة فقتله کان آمناً فیها قال فسکت فسئله عن الجواب فقال من بایع قائمنا و دخل معه و مسح على یده و دخل فی عقدة أصحابه کانَ آمِناً.
(2) مرحوم شیخ عباس قمی در کتاب الکنی و الالقاب ، ص 25 به نقل از کتاب گلزار قدس محقق کاشانی (از نویسندگان اهل تسنن )از شرح عقاید نسفی: شرح سعد بن عمر تفتازانی بر شیخ نجم الدین حفص عمر بن محمد نسفی که اولین شرح اعتقادی اهل تسنن است ص181 
(3)کافی (ط - دار الحدیث)، ج‏15، ص: 699. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَنْ أَبِیهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ، قَالَ:دَخَلَ قَتَادَةُ بْنُ دِعَامَةَعَلى‏ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ، فَقَالَ: «یَا قَتَادَةُ، أَنْتَ فَقِیهُ أَهْلِ‏الْبَصْرَةِ؟».فَقَالَ: هکَذَا یَزْعُمُونَ.فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ: «بَلَغَنِی أَنَّکَ تُفَسِّرُ الْقُرْآنَ؟».فَقَالَ‏ لَهُ قَتَادَةُ: نَعَمْ.فَقَالَ لَهُ‏ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ: «بِعِلْمٍ تُفَسِّرُهُ أَمْ‏ بِجَهْلٍ؟».قَالَ: لَابِعِلْمٍ فَقَالَ لَهُ‏أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ: «فَإِنْ‏ کُنْتَ تُفَسِّرُهُ بِعِلْمٍ، فَأَنْتَ أَنْتَ‏ وَ أَنَا أَسْأَلُکَ».قَالَ‏ قَتَادَةُ: سَلْ.قَالَ‏: «أَخْبِرْنِی عَنْ قَوْلِ اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- فِی‏ سَبَإٍ: «وَ قَدَّرْنا فِیهَا السَّیْرَ سِیرُوا فِیها لَیالِیَ وَ أَیَّاماً آمِنِینَ»فَقَالَ قَتَادَةُ: ذلِکَ‏ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ بِزَادٍ حَلَالٍ‏ وَ رَاحِلَةٍوَ کِرَاءٍحَلَالٍ یُرِیدُ هذَا الْبَیْتَ، کَانَ آمِناً حَتّى‏ یَرْجِعَ إِلى‏ أَهْلِهِ.فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ: «نَشَدْتُکَ اللَّهَ یَا قَتَادَةُ، هَلْ تَعْلَمُ أَنَّهُ قَدْ یَخْرُجُ الرَّجُلُ مِنْ بَیْتِهِ بِزَادٍ حَلَالٍ رَاحِلَةٍوَ کِرَاءٍ حَلَالٍ یُرِیدُ هذَا الْبَیْتَ، فَیُقْطَعُ عَلَیْهِ الطَّرِیقُ، فَتُذْهَبُ نَفَقَتُهُ، وَ یُضْرَبُ مَعَ ذلِکَ ضَرْبَةً فِیهَا اجْتِیَاحُهُ قَالَ قَتَادَةُ: اللَّهُمَّ نَعَمْ.فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ: «وَیْحَکَ یَا قَتَادَةُ، إِنْ کُنْتَ إِنَّمَا فَسَّرْتَ الْقُرْآنَ مِنْ تِلْقَاءِ نَفْسِکَ، فَقَدْ هَلَکْتَ وَ أَهْلَکْتَ، وَ إِنْ کُنْتَ قَدْ أَخَذْتَهُ مِنَ الرِّجَالِ، فَقَدْ هَلَکْتَ وَ أَهْلَکْتَ.وَیْحَکَ یَا قَتَادَةُ، ذلِکَ مَنْ خَرَجَ مِنْ بَیْتِهِ بِزَادٍ وَ رَاحِلَةٍ وَ کِرَاءٍ حَلَالٍ یَرُومُ‏هذَا الْبَیْتَ عَارِفاً بِحَقِّنَا، یَهْوَانَا قَلْبُهُ، کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی‏فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ: «وَیْحَکَ یَا قَتَادَةُ، إِنَّمَا یَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِهِ».
(4) اللهوف على قتلى الطفوف / ترجمه فهرى ؛ النص ؛ ص64 فَقَالَ یَا أَخِی قَدْ خِفْتُ أَنْ یَغْتَالَنِی یَزِیدُ بْنُ مُعَاوِیَةَ فِی الْحَرَمِ فَأَکُونَ الَّذِی یُسْتَبَاحُ بِهِ حُرْمَةُ هَذَا الْبَیْتا
پایگاه اطلاع رسانی حوزه HAWZAH.NET(5)
(6)مشرق نیوز :درسال 1366پس از مراسم برائت از مشرکین درشهر مکه ،دولت عربستا ن با رهبری ونظارت مستقیم مستشاران آلمانی به روی ایرانیان آتش گشود و275ایرانی 85عربستانی و45نفراز حجاج سایر کشورها کشته و649نفرزخمی شدند (303ایرانی 145عربستانی و201نفرسایر ملل)
(7) آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 316:و ایضا ان طعام العرب نوعا مما یصطادونه من احناش الأرض و حیواناتها و لهم فی الصید ولع و عادة و مع ذلک یحترمون صید الحرم و مکة. و من المستفیض نقله ان الحیوانات لا یقتل بعضها بعضا فیه. و لا تصطاد الکلاب و السباع فیه: و من آیات البیت ما استفاض نقله من ان الطیر لا یعلو علیه فی طیرانه بل یحید عنه یمینا او شمالا
(8) الکافی ج 4 ص 226 على بن ابراهیم عن ابیه عن ابن ابى عمیر عن حماد عن الحلبیّ عن ابى عبد اللَّه (ع) قال سألته عن قول اللَّه عز و جل وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً قال اذا احدث العبد فى غیر الحرم جنایة ثم فر إلى الحرم لم یسع لأحد ان یأخذه فى الحرم و لکن یمنع من السوق و لا یبایع و لا یطعم و لا یسقى و لا یکلم فانه اذا فعل ذلک به یوشک ان یخرج فیؤخذ و اذا جنى فى الحرم جنایة اقیم علیه الحد فى الحرم لانه لم یدع للحرم حرمته
(9) الکافی 4: 226، الحدیث: 1عن أبی عبد الله علیه السلام و من دخله من الوحش أو الطّیر کان آمنا من أن یهاج أو یؤذى حتّى یخرج من الحرم
(10) سورة البقرة 191 وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى یُقاتِلُوکُمْ فِیهِ فان قاتلوکم فاقتلو .... الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَ الْحُرُماتُ قِصاصٌ 
(11) البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 660
(12) البرهان فی تفسیر القرآن، ج‏1، ص: 661
الکافی (ط - الإسلامیة) / ج‏4 / 528 / باب دخول الکعبة ..... ص :527 عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ وَ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ مُعَاوِیَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا أَرَدْتَ دُخُولَ الْکَعْبَةِ فَاغْتَسِلْ قَبْلَ أَنْ تَدْخُلَهَا وَ لَا تَدْخُلْهَا بِحِذَاءٍ وَ تَقُولُ إِذَا دَخَلْتَ- اللَّهُمَّ إِنَّکَ قُلْتَ‏ وَ مَنْ دَخَلَهُ‏ کانَ‏ آمِناً فَآمِنِّی مِنْ عَذَابِ
(13)بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏27، ص: 24 عَنِ النُّعْمَانِ بْنِ بَشِیرٍ قَالَ زَامَلْتُ جَابِرَ بْنَ یَزِیدَ الْجُعْفِیَّ إِلَى الْحَجِّ فَلَمَّا خَرَجْنَا إِلَى الْمَدِینَةِ ذَهَبَ إِلَى أَبِی جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ ع فَوَدَّعَهُ .ثُمَّ خَرَجْنَا فَمَا زِلْنَا مَعَهُ حَتَّى نَزَلْنَا الْأُخَیْرِجَةَ فَلَمَّا صَلَّیْنَا الْأُولَى وَ رَحَلْنَا وَ اسْتَوَیْنَا فِی الْمَحْمِلِ إِذَا رَجُلٌ طُوَالٌ آدَمُ شَدِیدُ الْأُدْمَةِ وَ مَعَهُ کِتَابٌ طِینُهُ رَطْبٌ مِنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ إِلَى جَابِرِ بْنِ یَزِیدَ الْجُعْفِیِّ فَتَنَاوَلَهُ جَابِرٌ وَ أَخَذَهُ وَ قَبَّلَهُ ثُمَّ قَالَ مَتَى عَهْدُکَ بِسَیِّدِی قَبْلَ الصَّلَاةِ أَوْ بَعْدَ الصَّلَاةِ قَالَ بَعْدَ الصَّلَاةِ السَّاعَةَ قَالَ فَفَکَّ الْکِتَابَ وَ أَقْبَلَ یَقْرَأُهُ وَ یُقَطِّبُ وَجْهَهُ فَمَا ضَحِکَ وَ لَا تَبَسَّمَ حَتَّى وَافَیْنَا الْکُوفَةَ لَیْلًا فَلَمَّا أَصْبَحْتُ أَتَیْتُهُ إِعْظَاماً لَهُ فَوَجَدْتُهُ قَدْ خَرَجَ عَلَیَّ وَ فِی عُنُقِهِ کِعَابٌ قَدْ عَلَّقَهَا وَ قَدْ رَکِبَ قَصَبَةً وَ هُوَ یَقُولُ مَنْصُورُ بْنُ جُمْهُورٍ أَمِیرٌ غَیْرُ مَأْمُورٍ وَ نَحْوَ هَذَا مِنَ الْکَلَامِ وَ أَقْبَلَ یَدُورُ فِی أَزِقَّةِ الْکُوفَةِ وَ النَّاسُ‏ یَقُولُونَ جُنَّ جَابِرٌ جُنَّ جَابِرٌ فَلَمَّا کَانَ بَعْدَ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ وَرَدَ کِتَابُ هِشَامِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ عَلَى یُوسُفَ بْنِ عُثْمَانَ بِأَنِ انْظُرْ رَجُلًا مِنْ جُعْفٍ- یُقَالُ لَهُ جَابِرُ بْنُ یَزِیدَ فَاضْرِبْ عُنُقَهُ وَ ابْعَثْ إِلَیَّ بِرَأْسِهِ فَلَمَّا قَرَأَ الْکِتَابَ الْتَفَتَ إِلَى جُلَسَائِهِ فَقَالَ مَنْ جَابِرُ بْنُ یَزِیدَ فَقَدْ أَتَانِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ یَأْمُرُنِی بِضَرْبِ عُنُقِهِ وَ أَنْ أَبْعَثَ إِلَیْهِ بِرَأْسِهِ فَقَالُوا أَصْلَحَ اللَّهُ الْأَمِیرَ هَذَا رَجُلٌ عَلَّامَةٌ صَاحِبُ حَدِیثٍ وَ وَرَعٍ وَ زُهْدٍ وَ إِنَّهُ جُنَّ وَ خُولِطَ فِی عِلْمِهِ وَ هَا هُوَ ذَا فِی الرَّحْبَةِ یَلْعَبُ مَعَ الصِّبْیَانِ فَکَتَبَ إِلَى هِشَامِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ أَنَّکَ کَتَبْتَ إِلَیَّ فِی هَذَا الرَّجُلِ الْجُعْفِیِّ وَ أَنَّهُ جُنَّ فَکَتَبَ إِلَیْهِ دَعْهُ فَقَالَ فَمَا مَضَتِ الْأَیَّامُ حَتَّى جَاءَ مَنْصُورُ بْنُ جُمْهُورٍ فَقَتَلَ یُوسُفَ بْنَ عُمَرَ [عُثْمَانَ وَ صَنَعَ مَا صَنَعَ ...
(14)دیدار با امام زمان در مکه ومدینه ص103به نقل از منتهی الامال ج2ص476
(15) نفحات الازهار فى خلاصه عبقات الانوار ج‏8 197 قال جلال الدین السیوطی: «أخرج ابن أبی حاتم و ابن مردویه و ابن عساکر عن أبی سعید الخدری قال: نزلت هذه الآیة: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ‏ على رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم یوم غدیر خم فی علی بن أبی طالب» الدر المنثور 2/298.
نفحات الازهار فى خلاصه عبقات الانوار، ج‏8، ص: 201 «الواحدی فی أسباب نزول القرآن بإسناده عن الأعمش و أبی الجحاف عن عطیة عن أبی سعید الخدری. و أبو بکر الشیرازی فی ما نزل من القرآن فی أمیر المؤمنین علیه السّلام بالإسناد عن ابن عباس. و المرزبانی فی کتابه عن ابن عباس قال: نزلت هذه الآیة: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ‏ یوم غدیر خم فی علی بن أبی طالب» 
نفحات الازهار فى خلاصه عبقات الانوار ج‏8 202 : «و أخرج ابن مردویه عن ابن مسعود قال: کنّا نقرأ على عهد رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ‏ إنّ علیا مولى المؤمنین و إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ‏ الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور 2/298.
نفحات الازهار فى خلاصه عبقات الانوار، ج‏8، ص: 207روى أبو إسحاق أحمد بن محمّد بن إبراهیم الثعلبی نزول الآیة الکریمة:
یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ... فی یوم غدیر خم فی تفسیره حیث قال «قال أبو جعفر محمّد بن علی: معناه: بلّغ ما أنزل إلیک من ربک فی فضل علی بن أبی طالب، فلمّا نزلت هذه الآیة أخذ رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم بید علی فقال: من کنت مولاه فعلی مولاه.
نفحات الازهار فى خلاصه عبقات الانوار ج‏8 ص : 209و روى أبو نعیم أحمد بن عبد اللّه الاصبهانی نزولها فی واقعة یوم غدیر خم فی کتاب (ما نزل من القرآن فی علی علیه السّلام). «عن علی بن عامر [عیاش‏] عن أبی الجحاف و الأعمش عن عطیة قال: نزلت هذه الآیة على رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم فی علی بن أبی طالب: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ‏
.نفحات الازهار فى خلاصه عبقات الانوار ج‏8 211 ن عطیة عن أبی سعید الخدری قال نزلت هذه الآیة: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ‏ یوم غدیر خم فی علی بن أبی طالب رضی اللّه عنه» أسباب النزول للواحدی: 115..
نفحات الازهار فى خلاصه عبقات الانوار ج‏8 216 روایة الحاکم الحسکانی . نزول قوله تعالى: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ ... فی واقعة یوم غدیر خم، ففی کتاب (مجمع البیان) بتفسیر الآیة المبارکة: «عن ابن أبی عمیر عن ابن أذینة عن الکلبی عن أبی صالح عن عبد اللّه بن عباس و جابر بن عبد اللّه قالا: أمر اللّه محمدا صلّى اللّه علیه و آله أن ینصب علیّا علما للناس فیخبرهم بولایته، فتخوّف رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم أن یقولوا حابى ابن عمه، و أن یطعنوا فی ذلک علیه، فأوحى اللّه إلیه هذه الآیة، فقام علیه السّلام بولایته یوم غدیر خم»شواهد التنزیل 1/187.
نفحات الازهار فى خلاصه عبقات الانوار ج‏8 222 و ذکر فخر الدین محمّد بن عمر الرازی نزول آیة التبلیغ فی واقعة یوم غدیر خم فی (تفسیره)، فی بیان الأقوال المذکورة فی سبب تلک الآیة، حیث قال: «العاشر- نزلت هذه الآیة فی فضل علی رضی اللّه عنه، و لمّا نزلت هذه الآیة أخذ بیده و قال: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، فلقیه عمر رضی اللّه عنه فقال: هنیئا لک یا ابن أبی طالب، أصبحت مولای و مولى کل مؤمن و مؤمنة. و هو قول ابن عباس و البراء بن عازب و محمّد بن علی» تفسیر الرازی 12/49 
(16) احقاق الحق و ازهاق الباطل ج‏3 321 «منهم» العلامة ابن کثیر فی تفسیره (ج 2 ص 14 ط مصطفى محمد بمصر) روى ابن مردویه من طریق أبی هارون العبدى عن أبی سعید الخدری أنها نزلت على رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلم یوم غدیر خم حین قال لعلى: من کنت مولاه فعلى مولاه 
منهم» العلامة الخوارزمی فی المقتل (ص 47 ط النجف) أخبرنى سید الحفاظ فیما کتب إلى من همدان أخبرنى الرئیس أبو الفتح کتابة، أخبرنى‏عبد اللّه بن إسحاق البغوی، أخبرنى الحسن بن على الغنوی أخبرنى محمد بن عمران الزارع أخبرنى قیس بن حفص، حدثنی على بن الحسین العبدى عن أبی هارون العبدى عن أبی سعید الخدری أن النبی ص: دعا الناس إلى على فی غدیر خم أمر بما کانت الشجرة من شوک فقم فذلک یوم الخمیس ثم دعا الناس إلى على فأخذ بضبعه ثم رفعه حتى نظر الناس إلى بیاض إبطیه، ثم لم یتفرقا حتى نزلت هذه الآیة: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً، فقال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلم اللّه أکبر على إکمال الدین و إتمام النعمة و رضا الرب برسالتی و الولایة لعلى ثم قال:اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله، فقال حسان بن ثابت الحدیث
«و منهم» صاحب کتاب ترجمان القرآن (ص 822) روى عن ابن مردویه و ابن عساکر عن أبی سعید الخدری قال: لما بلغ النبی صلّى اللّه علیه و سلم حکم الولایة لعلى نزلت قوله تعالى: الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ‏
«و منهم» صاحب کتاب أرجح المطالب (ص 73) روى نزول الآیة فی ولایة على 
«و منهم» الدیلمی) روى نزول الآیة فی ولایة على «و منهم» أبو نعیم. روى نزول الآیة فی ولایة على 
«و منهم» ابن المغازلی روى نزول الآیة فی ولایة على‏
احقاق الحق و ازهاق الباطل ج‏3 322 و منهم» العلامة الآلوسى فی روح المعانی (ج 6 ص 55 ط المنیریة بمصر) عن أبی سعید الخدری ان هذه الآیة نزلت بعد أن قال النبی صلّى اللّه علیه و سلم لعلى کرم اللّه وجهه فی غدیر خم: من کنت مولاه فعلى مولاه، فلما نزلت قال علیه الصلاة و السلام:اللّه أکبر على إکمال الدین و إتمام النعمة و رضاء الرب
17) احقاق الحق و ازهاق الباطل ج‏13 85 منهم الحافظ الطیالسی فی «مسنده» (ص 259 ط حیدرآباد الدکن) قال:
حدثنا أبو داود، قال: حدّثنا خارجة بن مصعب، عن زید بن أسلّم، عن ابن عمر، قال: سمعت رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم، یقول: من مات بغیر إمام مات میتة جاهلیّة و من نزع یدا من طاعة جاء یوم القیامة لا حجّة له.
و منهم الحافظ القشیری النیسابوری فی «صحیحه» (ج 8 ص 107) قال:قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم: من لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلی
احقاق الحق و ازهاق الباطل ج‏13 86 86 و منهم العلامة الشیخ على بن عبد العال الکرکی فی «نفحات اللاهوت» (ص 13 ط الغرى) قال:و ما روى من قول النّبی صلّى اللّه علیه و سلّم: من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیّة.
و منهم الشیخ سلیمان البلخی القندوزى المتوفى سنة 1293 فی «ینابیع المودة» (ص 117 ط اسلامبول) قال:و فی المناقب بالسند عن عیسى بن السّرى قال: قلت لجعفر الصادق علیه السّلام: حدّثنی عمّا ثبت علیه دعائم الإسلام إذا أخذت بها زکا عملی و لم یضرنی جهل ما جهلت قال: شهادة أن لا إله إلّا اللّه و أنّ محمّدا رسول اللّه و الإقرار بما جاء به من عند اللّه و حقّ فی الأموال من الزکاة و الإقرار بالولایة الّتی أمر اللّه بها ولایة آل محمّد صلّى اللّه علیه و سلّم قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم: من مات لم یعرف امامه مات میتة جاهلیّة قال اللّه عزّ و جلّ: (أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ) فکان علیّ صلوات اللّه علیه ثمّ صار من بعده حسن ثمّ حسین ثمّ من بعده علیّ بن الحسین ثمّ من بعده محمّد بن علیّ و هکذا یکون الأمر إنّ الأرض لا تصلح إلّا بإمام و من مات لا یعرف امامه مات میتة جاهلیّة.
(18) یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً (59 نساء یعنی از خداوند ؛پیامبر واولالامر( ازجانب خدا)اطاعت کنید واگر درچیزی اختلاف کردید آن را به خدا وپیامبر (قرآن وسنت ) برگردانید . ودر آیه بعد اشاره می فرماید که کسانی که در اختلافات به رهبران غیر الهی =طاغوت مراجعه می نماید دچار گمراهی شیطانی شده اند .
(19)تفسیر العیاشی 1: 190، الحدیث: 107، 
(20) مَثَلُ الَّذینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ کَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّیحُ فی‏ یَوْمٍ عاصِفٍ لا یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلى‏ شَیْ‏ءٍ ذلِکَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعیدُ اعمال کسانى که به پروردگارشان کافر شدند، همچون خاکسترى است در برابر تندباد در یک روز طوفانى! آنها توانایى ندارند کمترین چیزى از آنچه را انجام داده‏اند، به دست آورند و این همان گمراهى دور و دراز است! 
(ابراهیم 18) 
أُولئِکَ الَّذینَ کَفَرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَزْناً آنها کسانى هستند که به آیات پروردگارشان و لقاى او کافر شدند به همین جهت، اعمالشان حبط و نابود شد! از این رو روز قیامت، میزانى براى آنها برپا نخواهیم کرد! (105کهف ) 
وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَعْمالُهُمْ کَسَرابٍ بِقیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَریعُ الْحِسابِ 
کسانى که کافر شدند، اعمالشان همچون سرابى است در یک کویر که انسان تشنه از دور آن را آب مى‏پندارد امّا هنگامى که به سراغ آن مى‏آید چیزى نمى‏یابد، و خدا را نزد آن مى‏یابد که حساب او را بطور کامل مى‏دهد و خداوند سریع الحساب است! (39نور) 
(21) التبیان فی تفسیر القرآن، ج‏2، ص: 537روی عن أبی جعفر (ع) أنه قال: من دخله عارفاً بجمیع ما أوجب اللَّه علیه، کان آمنا فی الآخرة من ألیم العقاب الدائم
(22) المسترشد فی إمامة علی بن أبی طالب علیه السلام، ص: 618سُهَیْلِ بْنِ أَبِی صَالِحٍ، عَنْ أَبِیهِ‏ ، عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ، قَالَ: نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ، فَقَالَ: هَذَا بَابُ الْهُدَى الَّذِی‏ مَنْ دَخَلَهُ‏ کانَ‏ آمِناً وَ هُوَ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ
(23) . تفسیر فرات الکوفی ؛ ص79ُ قَالَ عَلِیُّ [بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع‏] لِلْحَسَنِ [ع‏] قُمِ الْیَوْمَ خَطِیباً وَ قَالَ لِأُمَّهَاتِ أَوْلَادِهِ قُمْنَ فَاسْمَعْنَ خُطْبَةَ ابْنِی قَالَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ صَلَّى عَلَى النَّبِیِّ ص ثُمَّ قَالَ مَا شَاءَ اللَّهُ أَنْ یَقُولَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فِی بَابٍ وَ مَنْزِلٍ‏ مَنْ دَخَلَهُ‏ کانَ‏ آمِناً وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ کَانَ کَافِراً أَقُولُ قَوْلِی وَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الْعَظِیمَ لِی وَ لَکُمْ وَ نَزَلَ فَقَامَ عَلِیٌّ [ع‏] یُقَبِّلُ [فَقَبَّلَ‏] رَأْسَهُ وَ قَالَ بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی ثُمَّ قَرَأَ ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ‏.

انتهای پیام/




» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *


نجف
کربلا
کربلا
کاظمین
حرم حضرت علی- نجف