صفحه مورد نظر پیدا نشد
حدیث

 

جدول پخش برنامه ها

کانال رسمی کوی محبت در تلگرام

امامت در حج (قسمت اول)

۹:۴۳ - ۱۳۹۲/۷/۳۰کد خبر: 153
خداوند حج را وسیله ای برای تحکیم دین قرار داده است. مسلما انجام دادن مناسک صحیح همراه با نیت خالص ،باعث می شود که همه گناهان گذشته حاجی آمرزیده می گردد ولی آیا تمام توان وظرفیت حج همین است ؟

به گزارش کوی محبت، امام صادق علیه السلام می فرمایند : 

... وَ حَاجٌّ غُفِرَ لَهُ مَا عَمِلَ فِی عُمُرِهِ وَ لَا یُکْتَبُ عَلَیْهِ سَیِّئَةٌ فِیمَا یَسْتَأْنِفُ وَ ذَلِکَ أَنْ تُدْرِکَهُ الْعِصْمَةُ مِنَ اللَّهِ فَلَا یَأْتِیَ بِکَبِیرَةٍ أَبَداً فَمَا دُونَ الْکَبَائِرِ مَغْفُورٌ لَهُ (2) یعنی گروهی از حجاج هستند که( نه تنها )گناهان گذشته شان آمرزیده می شود (بلکه )در آینده نیز گناهی برایشان ثبت نمی شود واین بدان سبب است که عصمتی از جانب خداوند به آنان رسیده، پس مرتکب گناه کبیره ای نشده وگناهان صغیره (شان ) نیز آمرزیده است . ایناند که بهشت برایشان تضمین شده وخوفی از آینده نخواهند داشت .
 

امامت در حج (1) 

یکی از مهمترین فرائض مسلمانان ،فریضه حج است که بر هر فردبالغ مستطیعی لازم است یک بار حج تمتع رادر طول عمر خود به جا آورد .خداوند متعال در سوره آل عمران آیه 97 می فرماید : 

"ولله علی الناس حج البیت من استطاع الیه سبیلا"
یعنی (وظیفه ای ) برمردم برای خداست که حج و قصدبیت رابنمایند (البته ) هر که توانایی دارد که به سوی آن (بیت الله ) راهی بیابد .
همچنین در همین آیه، نتیجه ورود به بیت رادست یافتن به امنیت؛ ذکر می فرماید که : 

"فمن دخله کان آمنا " یعنی هر کس که داخل بیت شود در امان خواهد بود .

حال سوال این جاست که چگونه می توان به این امنیت دست یافت ؟
حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در خطبه فدکیه هدف برگزاری حج را به این گونه تبیین می فرمایند : 
"والحج تشییدا للدین" یعنی خداوند حج را وسیله ای برای تحکیم دین قرار داده است . مجددا می پرسیم چگونه حج باعث استحکام یافتن دین می شود ؟ مسلما انجام دادن مناسک صحیح همراه با نیت خالص ،باعث می شود که همه گناهان گذشته حاجی آمرزیده می گردد ولی آیا تمام توان وظرفیت حج همین است ؟آیا به صرف اصلاح گذشته، دین زائر قوام کامل راپیدا می نماید یا این امکانات دیگری هم درحج وجود دارد که قوت وقوام بسیار بیشتری درحاجی ایجاد کندکه قابل مقایسه با حالت قبلی نباشد ؟ 

خداوند متعال در سوره مائدةآیه 97می فرماید: 
" جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرامَ قِیاماً لِلنَّاس " یعنی خداوند بیت الله الحرام را باعث قیام وبرپایی مردم قرار داده است. امام صادق علیه السلام در توضیح می فرمایند : 
"من أتى هذا البیت یرید شیئا للدنیا و الاخرة أصابه"،(1)یعنی هرکس به این خانه بیاید وچیزی از دنیا وآخرت را بخواهد به آن می رسد .بنابراین بیت الله الحرام می تواند دین ومعنویت را که در بسیاری از ما رو به مرگ واضمحلال است ؛آنچنان قوام و استحکامی بدهدوآنقدربه انسان؛مقام وعظمت عطا کند که او را به مرحله عصمت!!برساند. امام صادق علیه السلام می فرمایند : 
... وَ حَاجٌّ غُفِرَ لَهُ مَا عَمِلَ فِی عُمُرِهِ وَ لَا یُکْتَبُ عَلَیْهِ سَیِّئَةٌ فِیمَا یَسْتَأْنِفُ وَ ذَلِکَ أَنْ تُدْرِکَهُ الْعِصْمَةُ مِنَ اللَّهِ فَلَا یَأْتِیَ بِکَبِیرَةٍ أَبَداً فَمَا دُونَ الْکَبَائِرِ مَغْفُورٌ لَهُ (2) یعنی گروهی از حجاج هستند که( نه تنها )گناهان گذشته شان آمرزیده می شود (بلکه )در آینده نیز گناهی برایشان ثبت نمی شود واین بدان سبب است که عصمتی از جانب خداوند به آنان رسیده، پس مرتکب گناه کبیره ای نشده وگناهان صغیره (شان ) نیز آمرزیده است . ایناند که بهشت برایشان تضمین شده وخوفی از آینده نخواهند داشت . (پر واضح است که این عصمت ؛با عصمت ائمه معصومین علیهم السلام فرسنگ ها فاصله دارد که عصمت معصومین1- وهبی است نه اکتسابی 2-از اول تولد است3- مطلق است یعنی عصمت از گناه کبیره وصغیره واشتباه وخطا ) 
بنا بر این هدف ازحج، تحکیم دین ورسیدن به امنیت واقعی در دنیا وآخرت است که حد اعلای آن رسیدن به عصمت اکتسابی برای زائر است .
آیا این هدف بزرگ برای زوار ما تعریف شده است ؟ آیا برنامه کاروان ها به طوری هست که حداقل پنج درصد زوار به این مرحله برسند ؟ 
راهکار ها :
حضرات ائمه معصومین علیهم السلام چه راهکاری برای حصول این مقام توصیه فرموده اند ؟

حدیث اول : 
"نَظَرَ إِلَى النَّاسِ یَطُوفُونَ حَوْلَ الْکَعْبَةِ فَقَالَ هَکَذَا کَانُوا یَطُوفُونَ فِی الْجَاهِلِیَّةِ إِنَّمَا أُمِرُوا أَنْ یَطُوفُوا بِهَا ثُمَ‏ یَنْفِرُوا إِلَیْنَا فَیُعْلِمُونَا وَلَایَتَهُمْ‏ وَ مَوَدَّتَهُمْ‏ وَ یَعْرِضُوا عَلَیْنَا نُصْرَتَهُمْ‏ ثُمَ‏ قَرَأَ هَذِهِ‏ الْآیَةَ- فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ‏ تَهْوِی إِلَیْهِمْ‏".(3)
راوی در مورد حضرت امام باقر علیه السلام این گونه نقل می کند که حضرت در حالی که مردم دور کعبه طواف می کردند به آن ها نگاه کرده سپس فرمودند : 
" این چنین طوافی را در زمان جاهلیت نیز می نمودند ، (در حالی که )مردم فقط امر شده اند که دور بیت طواف کنند و سپس به نزد ما( اهل بیت )کوچ کرده وولایت ومودت خود را به ما اعلام کرده ونصرت خویش را به ما عرضه بکنند وسپس این آیه را تلاوت فرمودند که :" (خدایا )قلب های مردم را به سوی آنان مایل بفرما "

این حدیث نورانی به خوبی نشان می دهد که برنامه حج فقط، انجام مناسکی بدون روح نیست بلکه احرام وطواف وسعی ورمی جمار همگی مقدمه ای است برای پاک شدن وکسب آمادگی برای برنامه بسیار بزرگتر و موثرتر در پرواز روح وتعالی انسانی که آن ؛انس گرفتن وارتباط قوی برقرار کردن با امام معصوم علیه السلام ،به عنوان منبع نورانیت وسرچشمه پاکی ها، است .هر چه این ارتباط قوی تر باشد ،نورانیت زائر بیشتر شده، (4)تضمین قویتری برای آینده او ایجاد می کند که از شر شیطان ونتیجتا گناهان در امان بماند ولذاست که حضرت ابراهیم دعا می فرمایند که خدایا قلوب مردم را به ذریه من مایل بفرما وامیر المومنین علیه السلام می فرمایند منظور از دعای حضرت ابراهیم ، ایجاد تمایل قلبی مردم به سمت ما اهل بیت می باشد .
پناه به قلعه محکم ولایت :

نتیجه تمایل به اهل بیت علیهم السلام ،پناه بردن به قلعه محکم ولایت است که امام رضا علیه آلاف التحیه والثناء از قول پدر شان از قول آباء شان از قول امیر المومنین از قول پیامبر اکرم از جبرائیل از خداوند متعال نقل می فرمایند که :
...یَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَلَایَهُ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ حِصْنِی‏ فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی‏ أَمِنَ مِنْ عَذَابِی.(5) یعنی ولایت علی بن ابیطالب قلعه محکم من است پس هر کس وارد این قلعه بشود از عذاب من در امان خواهد بود . باتوجه به این که لفظ عذاب ؛کلی است شامل عذاب قبر ؛روز قیامت وآتش جهنم می شود که وسعت زمانی وکیفی این امان و امنیت ، بستگی به میزان ولایت وبه عبارت دیگر به مقدار تحصن ما در این قلعه دارد .لذا هر چه ارتباط با ائمه علیهم السلام بیشتر ؛ تحصن در این قلعه محکم بیشتر ولذا شیطان راهی برای وسوسه ما نیافته نتیجتامصون از گناهان باقی خواهیم ماند. وبدین وسیله عصمتی که امام صادق علیه السلام فرمودند ؛ برای بعضی از حجاج در اثرزیارت واقعی خانه خدا بدست خواهند آورد . 

حج جاهلیت : 
امام باقر علیه السلام ، طواف کسانی که ولایت اهل بیت را قبول ندارند واعمال عبادی شان را بدون رهبری امامی از جانب خداوند انجام می دهند مساوی طواف مشرکانه ای که در زمان جاهلیت انجام می شده می دانند. برای این که میزان بی فایده بودن حج بدون امام معصوم را بفهمیم کافی است نظری اجمالی به کیفیت طواف جاهلی بکنیم : 
کسانی که اهل مکه یا از قریش یا کنانه یاخزاعه یا هم پیمانان آنها(که به همه این ها احمسی می گفتند ) نبودند، وقتی که می خواستند حج صروره (اولین حج ) را بجا آورند در لباس خود؛ به بهانه این که در آن گناه کرده اند ؛طواف نمی کردند لذا اگرکنار درب مسجد از افراد احمسی کسی رامی یافتند که لباسش را عاریه کنند که هیچ، و الا عریان (به صورت مادرزاد ) طواف می نمودند به این ترتیب که اول بت اساف وسپس رکن حجر را استلام می کردند وسپس از راست شروع به طواف مینمودند وپس از ختم 7دور، استلام حجر نموده ؛بت نائله را استلام کرده وطواف را به آن ختم می کردند.
در شروع طواف ، در صورتی که لباس اضافی غیر از آن چه که بر تن داشتند همراهشان بود ،هنگام طواف آن را به تن کرده ودر انتهای طواف آن را نیز درآورده وبین دو بت اساف ونائله می انداختند وعریان خارج می شدند . (6) 
واضح است که چه فساد وفحشایی در اثر این عبادت ؟ها ایجاد می شده که مناسب این سطور نیست که توضیح داده شود وبرای تفصیل بیشتر می توانید به اخبار مکه ازرقی مراجعه بفرمایید . 
عمرِوبن لُحَی یکی از بزرگان مکه بود درجریان یک طواف، شیطان برای او به صورت پیر مردی مجسم شده ولبیک جدیدی را می گوید به این ترتیب که در ادامه لبیکِ ابراهیمیِ لبیک اللهم لبیک؛لبیک لا شریک لک لبیک ؛ اضافه کرد : 
لبیک اللهم لبیک؛لبیک لا شریک لک ،الا شریک هو لک تملکه وما ملک 
یعنی خدایا دعوت ترا اجابت می کنم وتو جز شریکی که داری ؛شریک دیگری نداری وتومالک او وآن چیز هایی که ملک اوست هستی (7)
به این ترتیب با القای شیطان ،لبیک ابراهیمی تحریف وتوسط عمرو بن لحی در بین اعراب جاهلی مرسوم شد . همو بود که بت هبل را از الجزیره آورده ودر کعبه نصب کرده (8)وبه تدریج بت پرستی به عنوان وسیله ای برای نزدیک شدن به خداوند در حجاز مرسوم شد .

خداوند متعال در آیه 35سوره انفال درباره عبادت مشرکین ، این گونه می فرماید :
" وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلاَّ مُکاءً وَ تَصْدِیَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ"
یعنی نمازآنهادر نزد بیت جز سوت زدن وکف زدن چیزی نبود (آن هم با وضع برهنه) ولذا در آخر آیه می فرماید: به سبب این که کافر شدید، عذاب را بچشید.
از ابن عباس نقل شده که پیامبر اکرم ابتدایِ بعد از فتح مکه ماموریت نداشتند که مشرکین را از حج منع فرمایند وآنها با همان سنت جاهلی خود همراه مسلمین عریان طواف میکردند وتلبیه مشرکانه خود را می گفتند .پیامبراکرم صلی الله علیه وآله که تصمیم به حج داشتند ؛ از این وضع مشرکین کراهت داشتند به همین سبب بعد ازنزول سوره برائت در سال نهم هجری؛ ابتدا پیامبر اکرم به ابوبکر ماموریت دادند که این سوره را برای مشرکین قرائت کند ولی بعد ا جبرائیل از جانب خداوند نازل شده وپیام آورد که این آیات را باید یا خودت ویا کسی که ازتوست ،اعلام کند ولذا حضرت رسول صلی الله علیه وآله ؛ابوبکر راعزل و امیرالمومنین علیه السلام را فرستادند . ایشان در جحفه به ابوبکر رسیده وحکم را از اوگرفته وخود به مکه تشریف برده وبعد ازرمی جمره کبری ؛ به پا خواسته سوره برائت را تا" فخلو سبیلهم" قرائت فرموده ودستور دادند که مشرکین بعد از این نباید حج به جا آورند وکسی نباید عریان طواف نماید (9)
بدین وسیله بت ها توسط امیر المومنین در فتح مکه سرنگون شد وعبادات وقیحانةآنها نیز توسط ایشان ممنوع شد (حیف است که در داخل پرانتز، از برادران اهل تسنن نپرسیم که وقتی خداوند وبه تبع ،پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله ابوبکر را لایق نمی دانند که چهار آیه را به گروهی از مردم ابلاغ کند چگونه او لیاقت دارد که کل دین را بعد از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نگهبانی نماید؟(10) 
ملاحظه می فرمایید که دین داری دوران جاهلیت ؛مشحون از شرک و بت پرستی وشهوت رانی وشیطان پرستی بود. حا ل ارزش عبادات وحج بدون امام ،معادل همان عبادت جاهلی محسوب می شود ؛بنا بر این ، نه تنها کوچکترین اثری در ارتقاء عابد ندارد بلکه باعث سقوط او نیز می شود .امام باقر علیه السلام بعد از این که طواف بدون اعتقاد به امام را طواف جاهلی وبی ارزش معرفی فرمودند ؛ با کاربرد کلمه "انما " به عنوان حرف حصر ؛ هدف والای حج را این گونه توصیف می فرمایند که :
"این است وجز این نیست که مردم امر شده اند که به طواف این بیت پرداخته و سپس به نزد ما ائمه آمده ولایت خود را به ما اعلام ونصرتشان را برماعرضه نمایند ". 
حدیث دوم : 
سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع وَ رَأَى النَّاسَ بِمَکَّةَ وَ مَا یَعْمَلُونَ قَالَ فَقَالَ فِعَالٌ کَفِعَالِ الْجَاهِلِیَّةِ أَمَا وَ اللَّهِ مَا أُمِرُوا بِهَذَا وَ مَا أُمِرُوا إِلَّا أَنْ یَقْضُوا تَفَثَهُمْ‏ وَ لْیُوفُوا نُذُورَهُمْ‏ فَیَمُرُّوا بِنَا فَیُخْبِرُونَا بِوَلَایَتِهِمْ وَ یَعْرِضُوا عَلَیْنَا نُصْرَتَهُمْ.(11) 
راوی می گوید اباجعفر علیه السلام را دیدم که به اعمال (طواف)مردم در مکه نگاه کرده و سپس فرمودند این اعمال مشابه اعمال جاهلی می باشد والله ، به این کار امر نشده اند وامر نشده اند مگر آنکه آلودگی هایشان را برطرف وبه نذرهایشان عمل کرده سپس به سراغ ما آمده وولایت ونصرتشان را به ما عرضه نمایند.
حضرت برای تاکید بیشتر ، قسم جلاله به کار برده تا به ما تفهیم فرمایند که حج ،مقدمه ایی برای عرضه ولایت ونصرت به امام علیه السلام است .
لذا عرض می کنیم نه تنها داشتن اعتقاد به ولایت ،برای قبولی حج وسایر عبادات لازم است ،بلکه حتی برای ما شیعیان که معتقد به امامت ائمه معصومین علیهم السلام هستیم ؛صرف داشتن اعتقاد وانجام مناسک حج ، کافی نبوده بلکه حج کامل ؛ حجی است که علاوه بر داشتن اعتقاد به امامت ؛ باید مراجعه به امام علیه السلام ، جهت اعلام ولایت وعرضه نصرت نمود.لذا با توجه به تاکیدات مکرر اهل بیت علیهم السلام در باره اهمیت این قضیه لازم است که روحانیون محترم کاروان ها برنامه های مصوبی که برای تقویت امامت درحج ،ابلاغ شده را به گونه ای عملیاتی وکاربردی فرمایند که هدف گیری تمام مقدمات وموخرات حج این باشد که زائر را به در خانه امام علیه السلام ببریم وبا تکامل بخشیدن ولایت آنان ؛از آنها یاورانی صدیق برای امام علیه السلام بسازیم .تا در پاداش به نصرت امام ؛ خداوند متعال ما را در راه مبارزه با شیطان نصرت فرموده وهمیشه از وساوس او در امان باشیم که" ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم" 
یعنی اگر خدا(دین و ولی او ) را یاری کنید خداوند هم شما را یاری فرموده وقدم های شما را (در لغزش گاه ها) تثبییت ومحکم می کند .

حدیث سوم :
عن سَدِیرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع وَ هُوَ دَاخِلٌ وَ أَنَا خَارِجٌ وَ أَخَذَ بِیَدِی ثُم‏ اسْتَقْبَلَ الْبَیْتَ فَقَالَ یَا سَدِیرُ،
إِنَّمَا أُمِرَ النَّاسُ أَنْ یَأْتُوا هَذِهِ الْأَحْجَارَ فَیَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ یَأْتُونَا فَیُعْلِمُونَا وَلَایَتَهُمْ لَنَا وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ‏ وَ إِنِّی لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ‏ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى‏ ثُمَّ أَوْمَأَ بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ إِلَى وَلَایَتِنَا(12)
سدیر می گوید امام باقر علیه السلام دست مرا گرفته وبه داخل بیت برده وفرمودند: منحصرا مردم مامورند که سراغ این سنگها آمده ودور آن طواف کنند وسپس نزد ما آمده وولایتشان را به ما اعلام کنند واین فرمایش خداوند متعال است که می فرماید :"من برای کسی که توبه کند وایمان آورده وعمل صالح انجام دهد وسپس هدایت شود ؛ بسیار آمرزنده هستم" سپس اشاره به سینه شان کرده و فرمودند:
"بسوی ولایت ما"(هدایت شود ) . 
ارزش بیت :
ملاحظه می فرمایید که حضرت از کعبه تعبیر به احجار وسنگ ها می فرمایند یعنی بیت بدون امام سنگی بیش نیست وارزش خود را ازامام می گیرد کما این که خداوند متعال در ابتدای سوره بلد وقتی به مکه سوگند یاد می کند ،می فرماید : 
"لا اقسم بهذاالبلد وانت حل بهذا البلد"
یعنی قسم به این سرزمین (مکه ) در حالی که تو در آن ساکن هستی یعنی ای پیامبر مکه اهمیتش را از وجود وسکونت تو ؛ می گیرد . 
ارزش بیت الله الحرام بنا به فرمایش امام صادق علیه السلام، آنقدر است که
کسی که دور آن طواف کند 1000حسنه برایش ثبت و1000سیئه از او محو و1000درجه به مقامش افزوده می شود و1000درخت در بهشت برایش غرس می شود وثواب 1000بنده آزاد کردن برایش ثبت می گردد ووقتی به ملتزم می رسد 8در بهشت برایش گشوده می گرددوبه او گفته می شود ازهر در ی که می خواهی وارد بهشت بشو (13) ، امام باقر علیه السلام در حدیث فوق ، بیت با این عظمت را تعبیر به سنگها واحجار می نمایند که به تنهایی ارزشی ندارند وآنچه که بدان ارزش داده وباعث ثواب های بزرگ به وسیله آن می شود ،ابتدا ، اعتقاد ودنباله روی از امام معصوم است ودر ادامه ؛ بار یافتن به محضر امام جهت اعلام ولایت ونصرت است ،نه متوقف شدن در حد "سنگها "وچرخیدن دور آن ها .
لذا بیت واعمال آن، وقتی ارزش خود رانشان می دهد که منتهی به امام بشود بنابر این بزرگترین نتیجه زیارت بیت،یعنی آمرزش گناهان درحج، برای کسانی خواهد بود که علاوه بر شرط توبه ،ایمان وعمل صالح ، ولایت اهل بیت رانیز دارا باشند .
علت رجوع به امام در حج :
حضرت در ادامه حدیث فوق ، علت شرفیابی زوار به خدمت ایشان را این گونه توضیح می فرمایند : 
فَنُخْبِرَهُمْ عَنِ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ ص
یعنی تا اخبار واقعی از خداوند وپیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را به مردم برسانیم پس کمال حج برای معتقدین به ولایت ؛شامل کسانی خواهد شد که علاوه بر اعتقاد به ولایت ؛ به حضورامام علیه السلام رسیده معارف واقعی را از امام معصوم کسب نمایند وانحرافات احتمالی راتصحیح و ولایت ونصرت خود راعرضه بنمایند .
پس راهکار اصلی در حج برای رسیدن به معنویت ونورانیت این است که در مقدمه متوقف نشویم وبه ذی المقدمه برسیم که1- بسط ولایت در همه عرصه ها ،2-رجوع به حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف 3-اعلام ولایت ودست یابی به اعتقادات صحیح از طریق ایشان و4-عرضه نصرت وفراهم کردن یاورانی جان بر کف برای آن امام همام باشیم تا در سایه این ارتباط عمیق با اما م علیه السلام از شر شیطان ملعون ، نجات همیشگی بیابیم .
نظر دانشمندان در باره حج: 
برای این که درتعمیق برنامه های فرهنگی حج با هدف افزایش ارتباط با امام علیه السلام ، راسخ تر شویم بی مناسبت نیست که نظر بعضی از علماء سلف را در این باره مرور کنیم : 
مرحوم مولی صالح مازندرانی در شرح اصول کافی ذیل احادیث نقل شده از کتاب ارزشمند کافی می نویسد : 
تشبیه طواف مردم به طواف زمان جاهلی ،یا به خاطر ایجاد خلل در طواف آن ها (به دلیل جهل به احکام )است ویا به دلیل عدم مراجعه آن ها به امام مفترض الطاعه واین که فرموده اند"مردم امر شده اند که طواف بیت را بنمایند وسپس به سوی ما کوچ کنند " یعنی به هردو امر شده اند
فالنفر واجب مثل الطواف بل أولى لانه الغرض منه.
یعنی نفر ومراجعه به امام علیه السلام ؛مثل طواف واجب است بلکه اولی ومهمتر از خود طواف است زیرا هدف از طواف ؛ مراجعه به امام است . (14)حال سوال این جاست که اگر رجوع به امام علیه السلام از طواف واجب تر است ؛ آیا ما حداقل به اندازه طواف به آن فکر کرده ایم ؟اگر بیش از سعی ورمی جمار برای آن برنامه ریزی نکرده ایم ؛حد اقل به اندازه برنامه ریزی نموده ایم ؟ نهایت شرمساری برای کسانی است که به حج رفتند ولی امیرالحاج را به کلی فراموش کردند ویا اگر هم تذکری داشتند در حد رفع نیاز های ماد ی مثل شفای بیماروادای قرض ...بوده است. در حالی که حضرت به علی بن مهزیار که در مکه به خدمت حضرت مشرف شده بود ؛فرمودند چرا این قدر دیر آمدی؟یعنی مولای مهربان ما منتظر مراجعه ما هستند تا دست ما را بگیرند بالا ببرند ولی ما ؟؟؟
علامه مجلسی نیز در کتا ب مرات العقول در توضیح "هکذا کانو یطوفون " در تعلیل طواف بدون امام به طواف جاهلی ؛می فرمایند که گاهی به دلیل جهل به مسائل فقهی( به سبب دوری ازامام)،عملی را اشتباه انجام داده در نتیجه ؛مانند عبادات زمان جاهلیت بی فایده می شود مثل از پایین وضو گرفتن یا سجده برفرش کردن که باعث بطلان نماز می شود یا به دلیل عدم تحقق شرایط قبول عمل که اعتقاد به امامت است ؛عمل مانند زمان جاهلیت رد می شود ودر ادامه میفرماید: 
و فیه إشعار بأن علة وجوب الحج إتیان الإمام و عرض الولایة و النصرة علیه و أخذ الأحکام منه،(15)
یعنی حدیث شریف به این آگاهی می دهد که علت وجوب حج؛ رسیدن به خدمت امام علیه السلام ؛ عرضه ولایت ونصرت بایشان واخذ احکام از ایشان است .
علامه مجلسی ادامه می دهند که : وممکن است علت واجب شدن حج ؛ استجابت دعای حضرت ابراهیم باشد که به خداوند عرضه داشت که رَبَّنا إِنِّی أَسْکَنْتُ مِنْ ذُرِّیَّتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِکَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنا لِیُقِیمُوا الصَّلاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ‏"(16)یعنی خدایا، من ذریه ام را در محلی که قابل کشت نیست، ساکن کردم تا به عبادت ونماز توبپردازند ،پس قلب های مردم را به آن ها مایل بگردان . پس خداونددعای اورا مستجاب کرده وبه مردم دستور داد که به حج بروند تا ذریه حضرت ابراهیم را دوست بدارند وولایت ونصرت خود را به آنها عرضه کنند واین باعث نجات آنها ووسیله ای برای بالا رفتن درجاتشان وشناخت احکام دینشان وتقویت ایمانشان بشود .
در تفسیر عیاشی از امام کاظم علیه السلام این گونه نقل شده که : 
"وقتی حضرت ابراهیم( علی نبینا وآله وعلیه السلام )حضرت هاجر وحضرت اسماعیل را درمکه اسکان دادند، هنگام خداحافظی وبرگشتن، آندو گریستند . حضرت ابراهیم پرسیدند چرا گریه می کنید در حالی که من شما را در بهترین زمین وحرم خدا اسکان داده ام .جناب هاجرعرض کرد شما یک زن ضعیف ویک بچه ضعیف را درجایی می گذارید که نه انسانی انیس ماست ونه آبی ونه کشت وزرعی ونه پستان گوسفندی که دوشیده شود . پس حضرت ابراهیم از شنیدن این سخنان گریست وبه کنار خانه خدا آمده وبادو بازویش کعبه را گرفته وعرض کرد :رب انی اسکنت...پس خداوند برابراهیم وحی فرمود که از کوه ابوقبیس بالا برو وفریاد بزن : 
ای مردم ؛ خداوند شما را امر می کند که به حج این خانه در مکه بیایید که این واجبی از خدا، برای هرکه مستطیع باشد ؛ است 
پس خداوند صدای ابراهیم رابه تمام اهل مشرق ومغرب وتمام کسانی که دراصلاب مردان وارحام زنان تا روز قیامت بودند رسانید و 
فهناک وجب الحجّ على جمیع الخلائق و التّلبیة من الحاجّ فی أیّام الحجّ، هی إجابة لنداء إبراهیم- علیه السّلام- یومئذ بالحجّ عن اللّه 
از آن جا حج واجب شد که آن اجابت دعوت ابراهیم علیه السلام بود ."(17)
پس خدای متعال حج را واجب فرمود تا مردم به یاری حضرت اسماعیل وهاجر بشتابند لذا اگر کسی به حج مشرف بشود واز حضرت اسماعیل وذریه ایشان که اهل بیت باشند سراغی نگیرد وبه آنها کمکی نکند آیا حق حج را ادا کرده است ؟
علت مراجعه به امام علیه السلام :
تاکید می کنیم که همان طور که علامه مجلسی فرموده اند این ماییم که محتاجیم که با امام ارتباط برقرار کنیم واز طریق کمک رسانی به حضرت ،تعالی پیدا کنیم 
وقتی که این حدیث شریف در کنار فرمایش امیر المومنین علیه السلام گذاشته می شود که فرمودند: 
و الأفئدة من النّاس تهوی إلینا ، و ذلک دعوة إبراهیم حیث قال: فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِی إِلَیْهِم(18)
یعنی دعای حضرت ابراهیم این بود که قلب های بعضی از مردم به سوی ما اهل بیت متمایل شود . به تعبیر دیگر حج واجب شده تا ما با امیر الحاح از نزدیک برخورد داشته واز طریق ایشان به خداوند متعال نزدیک شویم که بر طبق زیارت جامعه کبیره به اهل بیت علیهم السلام عرض می کنیم : 
“من اراد الله بدء بکم” 
یعنی هر کس که قصد خدا کند از شما شروع می کند تا با شناخت صحیح خداوند ورسول گرامی اوبه وسیله شما ، از دستورات واقعی آنها اطلاع پیدا کرده وبا تبعیت از آنها به رستگاری برسد که:
"من اتیکم نجی ومن لم یاتکم هلک " (19)
هرکه به خدمت شما رسید (ودینش را از شما گرفت ورهبری شما را پذیرفت وعمل کرد )نجات پیدا کرد وهرکسی که سراغ شما نیامد هلاک شد .
پس بنا بر این ما به حج می رویم تا با امام علیه السلام ارتباط برقرار کرده عقایدمان راتصحیح وولایتمان را تکمیل واماممان رایاری نماییم.واز این طریق رستگار شویم 
اما این هدف بزرگ ومقدس ،متاسفانه بین زوار ما به خوبی جانیفتاده ومستقر نشده است . نگارنده این سطور برآن است تا با استمداد از همه اندیشمندان ومحققان به خصوص اساتیدی که در زمینه حج وامامت تخصص وتعهدی دارند ،ابعاد مختلف این مطلب را طرح وراهکار های اجرایی آن رادر اختیار زوار قرار داده شود تا حج از مظلومیت وبقیه الله الاعظم عجل الله فرجه الشریف (با مراجعه واستفاده مااز ایشان )ازغربت به در آیند .لذا قبلا ازتمامی بزرگانی که نظرات اصلاحی خود را برای این جانب ارسال نمایند تشکر می نمایم . 



پاورقی : 
(1) تفسیر نور الثقلین، ج‏1، ص: 68 
(2)مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل / ج‏10 / 31 
(31)عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ:الکافی (ط - الإسلامیة) / ج‏1 / 392 / باب أن الواجب على الناس بعد ما یقضون مناسکهم أن یأتوا الإمام فیسألونه عن معالم دینهم و یعلمونهم ولایتهم و مودتهم له ..... ص : 392
(4)ما درزیارت حضرت صاحب الامر علیه السلام خطاب به ایشان عرض می کنیم : السلام علیک یا ابن الانوارالظاهره ...السلام علیک یا نورالله الذی لا یطفی یعنی سلام بر شما که فرزند نور های ظاهره هستید ...سلام بر شما که نور خدایی هستید که خاموش نمی شود مفاتیح الجنان 
(5) حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْحُسَیْنِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْفَزَارِیُ‏ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّحْمَنِ بْنُ بَحْرٍ الْأَهْوَازِیُّ قَالَ حَدَّثَنِی أَبُو الْحَسَنِ عَلِیُّ بْنُ عَمْرٍو قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ جُمْهُورٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ بِلَالٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع عَنِ النَّبِیِّ ص عَنْ جَبْرَئِیلَ عَنْ مِیکَائِیلَ عَنْ إِسْرَافِیلَ عَنِ اللَّوْحِ عَنِ الْقَلَمِ قَالَ.عیون أخبار الرضا علیه السلام ؛ ج‏2 ؛ ص136
(6)اخبار مکه ازرقی 267-268
(7)اخبار مکه ازرقی ص287
(8)همان 286
(9) مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ؛ ج‏9 ؛ ص408
نهج الحق و کشف الصدق 215 
فِی مُسْنَدِ أَحْمَدَ وَ فِی الْجَمْعِ بَیْنَ الصِّحَاحِ السِّتَّةِ مَا مَعْنَاهُ‏
أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص بَعَثَ بَرَاءَةَ مَعَ أَبِی بَکْرٍ إِلَى أَهْلِ مَکَّةَ فَلَمَّا بَلَغَ ذَا الْحُلَیْفَةِ بَعَثَ إِلَیْهِ عَلِیّاً فَرَدَّهُ فَرَجَعَ أَبُو بَکْرٍ إِلَى النَّبِیِّ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَ نَزَلَ فِیَّ شَیْ‏ءٌ قَالَ لَا وَ لَکِنَّ جَبْرَائِیلَ جَاءَنِی وَ قَالَ لَا یُؤَدِّی عَنْکَ إِلَّا أَنْتَ أَوْ رَجُلٌ مِنْک
(10)الصوارم المهرقة فى نقد الصواعق المحرقة 125 
أن السر فی ذلک التنبیه على لیاقة علی ع للأداء عند الله تعالى دون أبی بکر کما یدعیه الشیعة و من لم یره الله سبحانه أهلا لأداء آیات قلیلة إلى أهل قریته و هم أهله و أقاربه جدیر أن لا یکون أهلا لأدنى ولایة فضلا عن الإمامة و الرئاسة العامة
(11) الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏1 ؛ ص392
(12)همان مدرک 
(13) وسائل الشیعة ؛ ج‏13 ؛ ص304 وَ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع‏ یَا إِسْحَاقُ مَنْ طَافَ‏ بِهَذَا الْبَیْتِ‏ طَوَافاً وَاحِداً کَتَبَ‏ اللَّهُ‏ لَهُ‏ أَلْفَ‏ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ‏ أَلْفَ‏ سَیِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ أَلْفَ دَرَجَةٍ وَ غَرَسَ لَهُ أَلْفَ شَجَرَةٍ فِی‏الْجَنَّةِ- وَ کَتَبَ لَهُ ثَوَابَ عِتْقِ أَلْفِ نَسَمَةٍ حَتَّى إِذَا صَارَ إِلَى الْمُلْتَزَمِ- فَتَحَ اللَّهُ لَهُ ثَمَانِیَةَ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ- فَیُقَالُ لَهُ ادْخُلْ مِنْ أَیِّهَا شِئْتَ قَالَ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ هَذَا کُلُّهُ لِمَنْ طَافَ قَالَ نَعَمْ 
(14) شرح الکافی-الأصول و الروضة (للمولى صالح المازندرانی) ؛ ج‏6 ؛ ص381
(15) مرآة العقول فی شرح أخبار آل الرسول ؛ ج‏4 ؛ ص285
(16)سوره ابراهیم آیه 37
(17) تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏7، ص: 78به نقل از تفسیر العیاشی 2/ 232، ح 37
(18) تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏7، ص: 76به نقل از احتجاچ طبرسی 1/160 .(19)زیارت جامعه کبیره 

انتهای پیام/




» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *


نجف
کربلا
کربلا
کاظمین
حرم حضرت علی- نجف